نوشته شده توسط : علی محمدی پور

جهانی شدن بازارهای مالی منجر به رشد بسیار زیاد حجم و تنوع معاملات شده است و مشتقات مالی عناصر اساسی این رشد بودند. ابزار مشتقه نقش مفید و مهمی در پوشش و مدیریت ریسک سرمایه گذاری در بورس دارند، اما خطرات زیادی برای ثبات بازارهای مالی و در نتیجه کل اقتصاد به وجود می آورند. از مشتقات برای محافظت و حدس زدن ریسک مرتبط با تجارت و امور مالی استفاده می شود. در این راستا، ابزار مشتقه به تقسیم ریسک بین افراد و گروه های مختلف در اقتصاد کمک می کنند. سرمایه گذاران همچنین می توانند از ابزار مشتقه برای گمانه زنی و انجام فعالیت های آربیتراژی استفاده کنند. در واقع، افرادی که از این مکانیسم استفاده می کنند، بازرگانانی هستند که می خواهند در بازار موقعیتی کسب کنند؛ آن ها شرط بندی می کنند که قیمت دارایی یا کالای اساسی در طول مدت قرارداد در یک جهت خاص حرکت می کند.

ابزار مشتقه چیست؟

ابزار مشتقه چیست

مشتق محصولی است که ارزش آن از ارزش یک یا چند متغیر اساسی (دارایی اساسی، شاخص یا نرخ مرجع)، به روشی قراردادی حاصل می شود. دارایی اساسی می تواند حقوق صاحبان سهام، کالا و یا هر دارایی دیگر باشد.

تعریف صندوق بین المللی پول از ابزارهای مشتقه

ابزارهای مالی که به یک مکانیسم مالی خاص یا شاخص یا کالایی مرتبط هستند و از طریق آن ها ریسک های مالی خاص در بازارهای مختلف معامله شوند، ابزار مشتقه گفته می شود؛ در واقع، ارزش یک مشتق مالی از قیمت یک کالای اساسی مانند دارایی یا شاخص ناشی می شود و برخلاف اوراق قرضه، هیچ اصلی پیش پرداخت نمی شود و درآمد سرمایه ای نیز به آن تعلق نمی گیرد.

محصولات و خدمات بازار مشتقات

از طریق بازار مشتقات می توان کالاها و خدمات بسیار زیادی را معامله کرد؛ به عنوان مثال، در موضوع حمل و نقل، قراردادی تحت عنوان قرارداد رو به جلو وجود دارد که در واقع سفارشی بین دو نهاد است، جایی که تسویه حساب در یک تاریخ خاص در آینده با قیمت از قبل توافق شده انجام می شود.

معاملات آتی نوع دیگری از ابزار مشتقه هستند که طی آن، توافقی بین دو طرف برای خرید یا فروش دارایی در زمان معینی در آینده با قیمت معین انجام می شود. در واقع قراردادهای آتی انواع خاصی از قراردادهای پیش رو هستند. به عنوان مثال، در معاملات آتی زعفران که در بورس کالا انجام می شود، براساس یک قرارداد، 2 طرف معامله (خریدار و فروشنده) متعهد می شوند که در یک تاریخ معین و با قیمت مشخص شده در قرارداد، معامله زعفران را با یکدیگر انجام دهند.

از دیدگاهی دیگر نیز می توان به این موضوع نگاه کرد؛ به این معنا که مشتقات قراردادهای مالی هستند که برای قرار گرفتن در معرض قیمت بازار در برابر تغییرات کالای اساسی، دارایی یا رویدادهای مختلف طراحی شده اند. 

نوآوری مشتقات و تجارت آن ها در بازارهای مالی از اهمیت بالایی برخوردار است و اجازه می دهد نهادهای تجاری در این محیط جدید در اقتصاد جهانی سازگار شوند. ابزارهای مشتق با کاهش خطرات بازار مرتبط با نوسان قیمت، نرخ بهره و نرخ ارز، معاملات تجاری و مالی را متعادل می کنند. در نتیجه سودآوری بالا در زمینه تجارت جدید و مدیریت ریسک در حوزه معاملات مشتقه، شرکت کنندگان اصلی موسسات بزرگ مالی و غیر مالی در نقش محافظ، دلالان و داوران هستند. با استفاده از ابزارهای مشتق، ما می توانیم آربیتراژ قیمت، پوشش و حدس و گمان، مدیریت ریسک و حفاظت بر روی تغییرات قیمت را برای سودآوری شناسایی کنیم.

جهانی شدن جریان های سرمایه گذاری، رشد معاملات در بازار مشتقات مالی، گشایش بازارهای جدید پیش رو، توسعه بازار فرابورس، معرفی انواع جدید مشتقات مالی و تدوین استراتژی های جدید مشتقات را تقویت می کند. در حال حاضر، مشتقات دسته مهمی از ابزارهای مالی هستند که در بازارهای مالی و تجاری امروز مهم هستند. آن ها انواع مختلفی از حفاظت از خطر را ارائه می دهند و استراتژی های نوآورانه سرمایه گذاری را مجاز می دانند.

شرایط سوددهی بازار مشتقات

شرایط سوددهی بازار مشتقات

برای ارائه حداکثر سود به کاربران و اقتصاد خود، بازار مشتقات باید سه شرط لازم را داشته باشد:

  • تجارت و تسویه حساب مشتقات باید ایمن باشد.
  • بازار باید نوآورانه باشد.
  • بازار باید کارآمد باشد.

لازم به ذکر است که مشارکت کنندگان در بازار، سیاست گذاران و تنظیم کننده ها باید از ارائه دهندگان بازار مشتقات برای اطمینان از این پیش نیازها حمایت کنند.

حجم معاملات بازار مشتقات

برخی از تحلیلگران، بازار مشتقات را بیش از 10 برابر کل تولید ناخالص داخلی جهان تخمین می زنند. دلیل گسترده بودن بازار مشتقات به خاطر این موضوع است که تقریباً در هر نوع دارایی، سرمایه گذاری مشتقات متعددی از جمله سهام، کالاها، اوراق قرضه و ارز خارجی موجود است.

استفاده از ابزارهای مشتقه در بحران های اقتصادی

در حال حاضر در یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد که نوآوری مالی تأثیر مثبتی بر سیستم مالی دارد. با این حال، هر زمان که یک بحران مالی به وجود می آید، بحث در مورد نوآوری مالی بار دیگر روی میز است، که اغلب بر مزایا و خطرات مشتقات تمرکز دارد.

خطرات بازار مشتقه

رشد معاملات مشتقه و ارتباطات بین نهادهای مالی بزرگ در سراسر جهان باعث نگرانی در مورد یکپارچگی سیستم مالی جهانی شده است. به عنوان مثال، مشتقات اجازه می دهد تا اهرم اضافی در سیستم مالی ایجاد شود و در مواقع تلاطم مالی، این اهرم می تواند بحران نقدینگی را تسریع کند، حرکت های بازار را بزرگتر کرده و پیش فرض ها را افزایش دهد. این نگرانی های سیستمی موجب ایجاد مقررات جدید، رویه های جدید و افشای جدید برای افزایش شفافیت شده است. به عنوان مثال، رشد صندوق های تامینی که از مشتقات سنگین استفاده می کنند توجه تنظیم کننده ها را به خود جلب کرده است.

مفهوم ابزار مشتقه

در ادبیات، در مورد مشتقات مالی مطالب زیادی نوشته شده است. ادبیات اخیر در مورد خطرات مشتقات، بیشتر مربوط به خطرات سیستمی است. چندین مطالعه نشان می دهد که پیچیدگی این بازار به دلیل افزایش عدم اطمینان، وقوع مکرر خسارات شدید و در نهایت احتمال بیشتر بحران جهانی است.

کاربرد ابزار مشتقات

کاربرد ابزار مشتقه

مشتقات دسته مهمی از ابزارهای مالی هستند که در بازارهای مالی و تجاری امروز مهم هستند. آن ها انواع مختلفی از حفاظت از خطر را ارائه می دهند و استراتژی های نوآورانه سرمایه گذاری را مجاز می دانند. در 30 سال گذشته، مشتقات به طور فزاینده ای در امور مالی اهمیت یافته اند.

بازارهای مشتقات نهادهای موفقی هستند؛ چراکه بازارهای مالی را کارآمدتر می کنند. این موضوع به طور کلی به این معنی است که استقراض و وام می تواند با هزینه کمتری نسبت به آنچه که در موارد دیگر دیده می شود، رخ دهد؛ زیرا مشتقات هزینه های معامله را کاهش می دهند.

در واقع بازار مشتقات، بازاری است که در آن اوراق مشتقه مانند قرار داد آتی معامله می شود، به ویژه این که دو طرف قرارداد باید متعهد شوند که در تاریخ ذکر شده، به تعهدات خود عمل کنند.

بخش اصلی و سازنده ابزار مشتقه

یک ابزار مشتقه از بخش های مختلفی تشکیل شده است و تاثیرگذاری آن به موارد مختلفی بستگی دارد:

  • طراحی محصول
  • منطق اقتصادی برای تأمین نیازها 
  • بازار نقدی
  • موقعیت بلند و کوتاه
  • قیمت های تعیین شده در بازار
  • نرخ بهره / نرخ ارز 
  • پایداری سیستم
  • و...

بررسی سالانه حجم مبادلات مشتقات

حجم مبادلات مشتقات در جهان، رشد قوی در معاملات آتی و اختیارات در مبادلات بازارهای چین، هند، کره، سنگاپور و سایر مناطق آسیا را نشان می دهد. یکی دیگر از موضوعات مهم در سال 2015، افزایش معاملات آتی کالا و اختیارات کالا بود که طی چند سال گذشته با سرعت بیشتری بیش از هر بخش دیگری از ابزار مشتقه در فهرست جهانی رشد کرده است.

ماهیت مشتقات

ابزار مشتقه همانطور که از اسم آن مشخص است، از ارزش دارایی اساسی گرفته شده و از این رو برای محافظت در برابر افزایش یا سقوط ارزش دارایی اساسی استفاده می شود.

نکته: از آنجا که مشتقات اساسا براساس ارزش یک دارایی معامله می شوند، هرگونه سقوط نامتناسب در ارزش دارایی مذکور، باعث سقوط مشتقات طراحی شده می شود.

محیط نظارتی ابزار مشتقه

محیط نظارتی ابزار مشتقه

به منظور به حداقل رساندن خطرهای سیستماتیک و ایجاد بازاری با عملکرد مناسب، باید از ایمنی و یکپارچگی اطمینان حاصل شود. به همین ترتیب، طرحی که به طور موثر ریسک سیستماتیک در بازار مشتقات را کاهش می دهد، باید شامل دستورالعمل های زیر باشد:

  • حداکثر استفاده از معاملات مشتقات در بازارهای سازمان یافته باید کاملا مشخص باشد.
  • وثیقه گرفتن از هر 2 طرف معامله (خریدار و فروشنده) در زمانیکه ابزار مشتقه در معرض تدوین است.
  • ثبت اجباری موقعیت های خطر باز و استانداردهای مختلف برای کلیه قراردادهای مشتقه

جمع بندی

بازار مشتقات در سال های اخیر به سرعت رشد کرده است؛ زیرا مزایای استفاده از مشتقات، مانند کاهش موثر خطر و انتقال خطر، اهمیت بیشتری یافته است. بازار مشتقات در جهان بسیار بزرگ است و وقتیکه از نظر دارایی های اساسی اندازه گیری می شود، بسیار بزرگتر از بازار سهام است. ارزش دارایی های اساسی معاملات مشتقات معوق چندین برابر تولید ناخالص داخلی جهان است. در رقابت برای تجارت، هر دو بورس مشتقات و ارائه دهندگان فرابورس، که تا حد زیادی بزرگترین بخش بازار را تشکیل می دهند، با نوآوری مداوم در محصول و فناوری به رشد آن سرعت بخشیده اند. آماری که برای دو بازار جمع می شود دقیقاً قابل مقایسه نیستند، واضح است که بازار خارج از بورس بسیار بزرگتر از بازار مبادله شده است.

بازار مشتقات در جهان، اخیرا توجه بیشتری را در پس زمینه بحران مالی، پرونده های کلاهبرداری و ناکامی برخی از فعالان بازار جلب کرده است. بازارهای مشتقات در جهان به دلیل نقش آن ها در بحران اعتباری که از سال 2007 آغاز شد، مورد انتقادات زیادی قرار گرفته اند. محصولات مشتق از پرتفوی وام های خطرناک در ایالات متحده با استفاده از روشی موسوم به اوراق بهادار ایجاد شده اند. بسیاری از محصولاتی که ایجاد شدند با کاهش قیمت خانه ها بی ارزش شدند. موسسات مالی و سرمایه گذاران در سرتاسر جهان مبلغ زیادی را از دست دادند و جهان در بدترین رکود اقتصادی که برای بسیاری از نسل ها عجیب بود، فرو رفت.

بازار مشتقات تحت یک رژیم نظارتی موثر با موفقیت توسعه یافته است. هر سه شرط لازم برای عملکرد مناسب بازار ایمنی، کارایی و نوآوری برآورده شده است. اگرچه دیگر نیازی به تغییرات ساختاری در چارچوبی نیست که امروه سهامداران و سرمایه گذاران تحت آن فعالیت می کنند، اما بهبودها امکان پذیر است. به ویژه در بخش فرابورس، افزایش بهره وری عملیاتی، شفافیت بازار و افزایش ریسک طرف مقابل باعث می شود که ابزار مشتقه حتی در ایران نیز عملکرد موثری داشته باشد.



:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 5 آبان 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

بازارهای مالی به یک مسیر طلایی برای رسیدن به سودهای بزرگ تبدیل شده اند، چرا که با استفاده از این شغل می توانید بدون در نظر گرفتن مکان فعلی خودتان، به کسب درآمد دلاری بپردازید اما برای رسیدن به همچین جایگاهی نیاز به تجربه و همچنین استفاده از تحلیل های تکنیکال دارید. در این بازار، سبک های مختلفی وجود دارد که در این مقاله می خواهیم به بررسی و مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک بپردازیم، این مقایسه می تواند به شما تریدر فعال بازارهای مالی اعم از بورس و کریپتوکارنسی (cryptocurrency) کمک های شایانی بکند لذا تا پایان این مقاله همراه ما باشید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال چیست؟

با افزایش محبوبیت بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده، تعداد معامله گران در بازار ارز دیجیتال نیز افزایش یافت، این بازار توانست افراد زیادی را به سمت بازارهای سرمایه بیاورد، دلیل آن نیز این است که این یک تکنولوژی جدید در دنیا است، علاوه بر پادشاه ارزهای دیجیتال بیت کوین که در صنعت پرداخت است، سایر ارزهای دیجیتال هدفی دیگر داشته که می توان برای مثال به اتریوم اشاره کرد، اتریوم با آوردن قراردادهای هوشمند توانست انقلابی جدید ایجاد کند. نوسانات زیاد ارزهای رمزنگاری شده به معامله گران اجازه می دهد تا از نوسانات قیمت پول خوبی به دست آورند اما تمرکز بر شانس در معاملات ایده خوبی نیست. یک معامله گر باید به طور مداوم بازار را تحلیل کند، خوشبختانه امروزه چندین روش تجزیه و تحلیل بازار موجود است.

تحلیل تکنیکال کلاسیک چیست؟

تحلیل تکنیکال کلاسیک در علم تکنیکال به شاخه‌ای گفته می‌ شود که به بررسی الگو های قیمتی و خط روندها می‌ پردازد. به دلیل اینکه چنین تحلیل‌ هایی بسیار قدیمی هستند، لقب کلاسیک را به خود گرفته اند. این روش تحلیلی را چارلز داو بنیان‌ گذاری کرده است.

«چارلز داو» نقطه آغاز تحلیل تکنیکال

«چارلز داو» نقطه آغاز تحلیل تکنیکال

وی در سال 1851 در شهر استرلینگ به دنیا آمد. چارلز داو (Charles Henry Dow) در 6 سالگی پدر کشاورز خود را از دست داد. او در 21 سالگی به‌ عنوان یک خبرنگار در روزنامه «اسپرینگ فیلد» (Springfield Daily Republican) کار می‌ کرد. داو بعدها همکاری خود را با «ادوارد دیویس جونز» (Edward Davis Jones) آغاز کرد و پس از مدتی، خبرگزاری خود با نام «داو، جونز و شرکا» (Dow, Jones & Company) را تاسیس کردند. آن‌ ها در این خبرگزاری گزارش روزانه دوصفحه‌ ای از خلاصه وضعیت بازار و بورس ارائه می‌ دادند.

در سال ۱۸۸۹ که خبرگزاری آن‌ ها ۵۰ نفر کارمند داشت، آن‌ ها تصمیم گرفتند گام بزرگ دیگری بردارند. آن‌ ها نام روزنامه خود را به «وال‌ استریت ژورنال» (Wall Street Journal) تغییر و آن را به فراتر از دو صفحه خلاصه‌ نویسی گسترش دارند. آن‌ ها به کمک شریک جدیدشان چارلز برگ‌ استرسر (Charles Milford Bergstresser) در وال‌استریت ژورنال چندین شاخص‌ های مختلف داو-جونز را بررسی می‌ کردند. داو معتقد بود که همه عوامل سیاسی، بنیادی و چیز دیگری که برای بازار مهم است، در قیمت نمایان می‌ شود؛ مثلا زمانی که یک خبر خوب بنیادی منعکس شود و یا انتظارات مثبت در بازار به وجود می‌ آید، قیمت ‎‌ها افزایش می‌ یابند.

عناوین تحلیل کلاسیک برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک

عناوین تحلیل کلاسیک برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک

تحلیل های کلاسیک، به معنای نامعتبر بودن آن ها نیست، چرا که همچنان نیز این تحلیل ها قابلیت اجرایی دارند و می تواند به شما سودهای خوبی بدهند، در این سبک از تحلیل اندیکاتورهای مهم نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

قیمت‌ها دارای روند هستند

تکنیکالیست‌ ها یا همان تحلیلگران تکنیکال، معتقدند که قیمت‌ ها دارای یک‌ روند هستند و تا زمانی که روند شکسته نشود، تمایل دارند در جهت روند حرکت کنند. تشخیص روندها با استفاده از ابزارهای متفاوت تحلیل تکنیکال صورت می‌ گیرد و تحلیلگران با استفاده از این ابزارها روند فعلی را تشخیص داده و پیش‌ بینی خود را از آینده قیمت‌ ها انجام می‌ دهند.

قیمت‌ ها تکرار خواهند شد

اصل مهم دیگری که در تحلیل تکنیکال وجود دارد این است که تاریخ (قیمت‌ ها) تکرار می‌ شود. بزرگ‌ ترین دلیلی که این اصل مطرح‌ شده از روانشناسی بازار نشات می‌ گیرد، در واقع فعالین بازار به سطوح مختلف قیمت واکنش نشان می‌ دهند و باعث تکرارپذیر بودن قیمت شده‌اند؛ مثلا قیمت سهم یا دیگر دارایی هرگاه به 300 تومان می‌ رسد خریداران وارد بازار می‌ شوند و با خریدهای خود قیمت را بالا می‌ کشند و هرگاه به 400 تومان می‌ رسد فشار فروش در بازار باعث ریزش قیمت می‌ شود.

خط روند جادوی تکنیکال

قبل از شروع مبحث خط روند، بهتر است با مفهوم پیوت (Pivot) آشنا شویم. نقاطی در بازار وجود دارند که در آن‌ ها قیمت دچار چرخش می‌شود (Swing) در این نقاط اصطلاحا می‌ گوییم پیوت تشکیل‌ شده است، پیوت‌ ها به دو دسته ماژور و مینور تقسیم می‌ شوند که به معرفی آن‌ ها می‌پردازیم.

پیوت مینور

پیوت‌های مینور (Minor Pivot)، برگشت قیمتی محدودی دارند و در اصطلاح به آن‌ ها نوسانات کوچک می‌ گوییم. پیوت‌ های مینور مورد علاقه نوسان گیران است. این پیوت‌ ها اصلاح‌ های کوچکی را که در آن‌ ها شاهد توقف کوتاه‌ مدت روند اصلی هستیم، نشان می‌ دهند و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارند. از این‌ رو بهتر است شما از این نقاط به‌ عنوان مرجعی برای رسم خط روند یا الگوها استفاده نکنید.

پیوت ماژور

پیوت‌ های ماژور (Major Pivot) برگشت‌ هایی بزرگ را تشکیل می دهند. در این نقاط جهت روند عوض می‌ شود. روند‌های نزولی تبدیل به روندهای صعودی و یا بالعکس می‌ شوند. این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس آن‌ ها، خط روندها، کانال‌ ها و یا الگو هایی همچون سر و شانه، الگو دو قله و... رسم شوند؛ به عبارت ساده‌ تر پیوت‌ های مینور نوسانات کوتاه‌ مدت‌ اند که در تعیین الگوهای نموداری نقش موثری ندارند و صرفا مورد توجه نوسان گیران هستند. ولی پیوت‌ های ماژور نقاط با اهمیتی هستند که شما باید این نقاط را شناسایی کنید. چرا که در این نقاط روندها تغییر جهت می‌ دهند و هدف در تحلیل تکنیکال معامله کردن در جهت روندهای تازه شکل‌ گرفته است.

تحلیل تکنیکال به روش پرایس اکشن

تحلیل تکنیکال به روش پرایس اکشن

به طور کلی پرایس اکشن یعنی خوانش قیمت بدون استفاده از اندیکاتور و اسیلاتورها. پرایس اکشن انواع مختلفی دارد که در 5 سبک مطرح میان معامله گران معروف شده است که می توان برای معرفی به پرایس اکشن ICT، پرایس اکشن RTM، پرایس اکشن وودز، پرایس اکشن لنس بگز و پرایس اکشن آل بروکس اشاره کرد جدیدترین نوع پرایس اکشن که توسط آقای ایف میانته و چندی از معامله گران بزرگ دنیا ساخته شده و معرفی شده آر تی ام است.

می توان یک تفاوت کلی پرایس اکشن و تحلیل تکنیکال کلاسیک این را دانست که حد ضررهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال به روش پرایس اکشن به نسبت بهینه تر از تحلیل تکنیکال کلاسیک است همچنین در پرایس اکشن احساسات معامله گران در نظر گرفته می شود و هدف نهایی آنها این است که غول های بزرگ را ردیابی کنند چرا که پول های بزرگ هستند که می توانند جهت مارکت را تغییر دهند بنابراین زمانی که شما هم جهت با بانک ها و معامله گران بزرگ معامله می کنید احتمال برد شما بیشتر از قبل است.

مزیت های پرایس اکشن در مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک

حال می توان به مزیت هایی که پرایس اکشن به معامله گران می دهد بپردازیم، این ویژگی ها در جدول زیر آورده شده است تا بتوانید با یک نگاه ویژگی های اصلی سبک پرایس اکشن را ببینید:

مزیت تحلیل تکنیکال پرایس اکشن
ساده بودن روش پرایس اکشن (در عین حال کاربردی)
رایگان بودن برنامه های محاسباتی، گرچه که نیازی به برنامه و اندیکاتوری نیست!
بالا بودن سرعت تحلیل در سبک پرایس اکشن
جامع بودن دید پرایس اکشن
بررسی و یافتن چرایی اینکه چرا قیمت به هدف خود نرسیده است
نوین بودن برخی از سبک های پرایس اکشن

ساده بودن روش پرایس اکشن (در عین حال کاربردی)

اولین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک ساده بودن آن است، در روش پرایس اکشن همان طور که پیش تر نیز گفته شد، خبری از ابزارهای تخصصی چون اندیکاتور، اوسیلاتور و محاسبات پیچیده ریاضی نیست. در این روش با بررسی نمودارهای ساده تحلیل دارایی صورت می گیرد.

رایگان بودن پرایس اکشن

دومین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک رایگان بودن آن است، بسیاری از متدها و برنامه هایی که در روش پرایس اکشن مورد استفاده قرار می گیرند؛ رایگان هستند. یکی از تفاوت های پرایس اکشن با تحلیل تکنیکال در این است؛ که برای بهره گیری از نمودارهای تخصصی آن برخلاف سایر ابزارهای تکنیکال نیازی به پرداخت هزینه نمی باشد، چرا که در تحلیل تکنیکال به روش کلاسیک اگر بخواهید اطلاعات جامع تری از قیمت داشته باشید، باید هزینه هایی را پرداخت کنید، این هزینه ها را در تریدینگ ویو می توانید مشاهده کنید.

بالا بودن سرعت تحلیل در سبک پرایس اکشن

سومین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک بالا بودن سرعت تحلیل در آن است، یکی از تفاوت پرایس اکشن با تحلیل تکنیکال در این است که برای تحلیل داده ها با اندیکاتورها به زمان زیادتری نیاز است؛ در حالی که در پرایس اکشن همه چیز مصادف با تغییرات بازار بورس و دیگر دارایی شما بررسی می شود، برای مثال اندیکاتورهایی همچون مکدی و ... با تاخیر تغییرات قیمت را به شما اطلاع می دهد، همین باعث می شود که حد ضرر شما زده شود.

جامع بودن دید پرایس اکشن

چهارمین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک جامع بودن آن است، در روش تحلیل تکنیکال کلاسیک تنها بخشی از داده های بازارهای مالی (سیگنال خرید و فروش) مورد بررسی قرار میگیرد. برخلاف آن در روش پرایس اکشن تمامی جوانب مختلف بازار به صورت همزمان و با سرعت بالا مورد بررسی قرار می گیرد.

برطرف کردن چرایی نرسیدن قیمت به هدف

پنجمین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک برطرف کردن سوالات است، یکی از مهمترین مسائل در ترندر های مبتنی بر استراتژی های معاملاتی، مشخص کردن حد سود و ضرر در معاملات است. در روش تحلیل کلاسیک تکنیکال ابتدا میزان سود و ضرر توسط تریدرها مشخص می شود و بعد از مشخص شدن آن سیگنال خرید و فروش صادر می شود. این روش یک نقطه ضعف بزرگ به همراه دارد؛ آن هم اینکه ممکن است در این بازه زمانی حد سود و ضرر تغییر کند.

نوین بودن برخی از سبک های پرایس اکشن

ششمین مزیت پرایس اکشن برای مقایسه تحلیل تکنیکال پرایس اکشن و کلاسیک نوین بودن و تازه بودن آن است، چرا که مارکت میکرها و بازارگردانان بازارهای مالی، می توانند قیمت را طوری بچینند که شما در داخل یک دام بیوفتید.

نتیجه گیری:

سبک های مختلفی در دنیای بازارهای مالی وجود دارند که یکی از این سبک ها، پرایس اکشن است؛ اما مهم ترین عامل برای رسیدن به سود مستمر برای شما مدیریت سرمایه و همچنین مدیریت ریسک است.



:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 20 شهريور 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

بازارهای مالی به یکی از مسیرهای طلایی برای رسیدن به استقلال مالی تبدیل شده است، رکن اساسی برای موفقیت در این حوزه دیدن آموزش است، برای دیدن آموزش می توانید به ویدیوهای آموزش اتکا کنید و یا حتی کتاب بخوانید، ضعف کتاب این است که می تواند برای بسیاری از افراد حوصله سربر باشد و آنجوری که باید و شاید نمی تواند آموزش را به صورت کامل به شما تقدیم کند، لذا بهترین گزینه برای بیشتر افراد دیدن آموزش به صورت حضوری و ویدیویی است، یکی از نکات مهمی که باید به آن توجه کنید این است که بدانید که چه کسی را برای دیدن آموزش انتخاب می کنید، یکی از بهترین مدرسان بازار مالی در تمامی مارکت ها را می توان به جرعت علیرضا محرابی معرفی کرد، طوری که وی با آموزش ارز دیجیتال خود توانست بسیاری از افراد را در این حوزه از لحاظ دانش معاملاتی بالا ببرد.

 

اما نکته حائز اهمیت این است که اپلیکیشن علیرضا محرابی توانسته بسیاری از نکات بازارهای مالی همچون کریپتوکارنسی و بورس را در خود جا داده است، با دانلود این برنامه می توانید در این راه بسیاری  از نکات را یاد بگیرید.

برخی از امکانات

دسترسی به محتوای کانال‌های پشتیبانی

نمایش زنده قیمت ارزهای دیجیتال منتخب

مشاهده استوری‌های روزانه و هایلایت‌ها

امکان خرید و مشاهده دوره‌ها

دسترسی به اطلاعات ناحیه کاربری

امکان ارسال و پیگیری تیکت و ...

لینک دانلود اپلیکیشن بازار مالی



:: بازدید از این مطلب : 2
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 شهريور 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

اندیکاتور ATR که مخفف شده کلمه Average True Range است به معنای اندیکاتور دامنه واقعی است. این اندیکاتور در دسته اندیکاتورهای نوسان گیر محسوب می شود. این اندیکاتور بیشتر مخصوص بازارهایی است که دارای هیجانات و نوسان های شدید هستند. در ادامه این مطلب در خصوص اندیکاتور ATR، اجزای آن و فعال سازی اندیکاتور روی متاتریدر صحبت می کنیم. 

درباره اندیکاتور ATR

درباره اندیکاتور ATR

میانگین دامنه واقعی شاخصی است که نوسانات را اندازه گیری می کند. این اندیکاتور توسط جی.ولز وایلدر (J. Welles Wilder) توسعه داده شده و اولین بار در کتاب او، مفاهیم جدید در سیستم های تحلیل تکنیکال (در سال 1978)، ذکر شد. شاخص میانگین دامنه واقعی (ATR) نشان می دهد که قیمت یک دارایی در یک دوره زمانی چقدر تغییر کرده است. به عبارت دیگر، نشان می دهد که دارایی چقدر نوسان داشته است. این اندیکاتور به معامله‌گران کمک می‌کند تا پیش‌بینی کنند که قیمت یک دارایی در آینده تا چه اندازه ممکن است حرکت کند و همچنین هنگام تصمیم‌گیری برای تعیین فاصله حد ضرر یا هدف سود مفید است.

ATR نوعی میانگین متحرک حرکت قیمت دارایی و معمولاً در یک دوره 14 روزه است اما بسته به استراتژی شما می تواند متفاوت باشد. معامله گران از این اندیکاتور می توانند برای نمودارهای ساعتی، روزانه و یا هفتگی استفاده کنند. در این اندیکاتور محدوده واقعی یا همان (True Range | TR) اهمیت بسیار زیادی دارد. نحوه محاسبه آن به صورت فرمول ریاضی زیر است:

TR=max[(High−Low),∣High−Closeprev∣,∣Low−Closeprev∣]TR=max[(High−Low),∣High−Closeprev∣,∣Low−Closeprev∣]

اجزای این اندیکاتور:

TR: محدوده واقعی

High: قیمت بالای دوره زمانی انتخابی

Low: قیمت پایین دوره زمانی انتخابی

Close: به قیمت بسته شدن دوره زمانی

Closeprev: قیمت بسته شدن دوره زمانی قبلی

اندیکاتور ATR در نمودار به عنوان یک خط میانگین متحرک ظاهر می شود. تصویر زیر نشان می دهد که چگونه اندیکاتور ATR معمولاً در نمودار ظاهر می شود:

آموزش اندیکاتور ATR

خط آبی در نمودار نشان دهنده تغییر در نوسان قیمت است.

در گوشه سمت چپ بالا می توانید مقدار واقعی ( 0.0065 را در این مثال) ببینید. این محدوده پیپ هایی (کوچکترین واحد محاسبات سود و ضرر در بازارهای مالی) است که قیمت در بازه زمانی معین تغییر کرده است. نمودار فوق یک نمودار روزانه است و بنابراین در این حالت، نوسانات قیمت به طور متوسط 65 پیپ در 14 روز گذشته است.

با استفاده از این مقدار، معامله گران می توانند انتظار داشته باشند که حرکت قیمت در روز معین 65 پیپ حرکت کند.

نوسانات یک دارایی می تواند افزایش یا کاهش یابد. وقتی خط بالا می رود، این بدان معنی است که نوسانات دارایی در حال افزایش است. وقتی خط پایین می‌رود، به این معنی است که نوسانات در حال کاهش است. تصویر زیر نشان می دهد که چگونه ATR نوسانات بالا و پایین را نشان می دهد:

آشنایی با اندیکاتور ATR

1: نوسانات بالا با ATR بالاتر و محدوده روزانه بزرگتر نشان داده شده است.

2: نوسانات کم با ATR کمتر و محدوده روزانه کمتر نشان داده شده است.

فعال سازی اندیکاتور ATR در متاتریدر

برای استفاده از اندیکاتور ATR می توانید از پلتفرم معاملاتی متاتریدر استفاده کنید. پس از ثبت نام در متاتریدر، وارد شوید. در تب insert به دنبال گزینه indicators بگردید و در آن Average True Range را تایپ کنید. بهتر است به یاد داشته باشید که استفاده از این اندیکاتور به تنهایی برای شما کافی نیست و لازم است تا از ابزارهای دیگر تحلیل بازارهای مالی نیز استفاده کنید. چراکه نمایش میزان نوسانات بازار به تنهایی موجب سود شما نخواهد شد.

ترید و معامله با اندیکاتور ATR

همانطور که گفته شد معامله‌گران از ATR استفاده می‌کنند تا پیش بینی کنند که انتظار می‌رود قیمت یک دارایی روزانه تا چه اندازه حرکت کند؟ از این اطلاعات می توان برای تعیین فاصله هدف سود/حد ضرر از نقطه ورود استفاده کرد.

به عنوان مثال، اگر اندیکاتور ATR مقدار 100 پیپ را نشان می دهد و روندی که مشاهده می کنید از 100 پیپ فراتر رفته باشد، احتمال پایان روند بیشتر است.

نمودار زیر نشان می‌دهد که چگونه یک تریدر می‌تواند از ATR استفاده کند تا ببیند قیمت احتمالاً تا چه اندازه حرکت می‌کند.

ترید با اندیکاتور ATR

1: در زمان کندل هایلایت شده، ATR 125 پیپ است که با خط مشکی و مقدار سمت راست اندیکاتور نشان داده می شود.

2: ورود طولانی در ابتدای روز آغاز می شود.

3: هدف سود با استفاده از مقدار ATR 125 پیپ قرار می گیرد.

استفاده از ATR برای حد ضرر

همچنین می توانید از ATR برای قرار دادن حد ضرر خود با استفاده از همان اصل استفاده کنید. از آنجایی که ATR به شما نشان می دهد که قیمت تا چه حد حرکت خواهد کرد، می توانید حد ضرر خود را بر اساس آن تنظیم کنید. با تنظیم حد ضرر خود با توجه به محدوده روزانه حرکت قیمت دارایی، می توانید به طور موثر از "سر و صدای" بازار جلوگیری کنید، (حرکات موقت قیمت به بالا و پایین در حالی که قیمت در جهت کلی حرکت می کند).

اگر قیمت پس از آن به حد ضرر شما برسد، به این معنی است که محدوده قیمت روزانه در جهت مخالف معامله شما در حال افزایش است و شما می خواهید در اسرع وقت ضرر خود را کاهش دهید.

بنابراین استفاده از مقدار ATR برای قرار دادن حد ضرر بهینه است، زیرا به شما این امکان را می‌دهد تا حد ضرر خود را در حداکثر فاصله قرار دهید و از هرگونه نویز بازار جلوگیری کنید، در حالی که از کوتاه‌ترین حد ضرر ممکن برای انجام این کار استفاده کنید.

حساسیت اندیکاتور ATR به تغییر تنظیمات

اندیکاتور ATR را می توان روی دوره های زمانی مختلفی تنظیم کرد که بر میزان حساسیت اندیکاتور تأثیر می گذارد.

تنظیم استاندارد برای ATR 14 است، به این معنی که این اندیکاتور نوسان قیمت را بر اساس 14 دوره اخیر اندازه گیری می کند. همانطور که در بالا ذکر شد، این معمولا 14 روز است.

تصاویر زیر نشان می دهد که چگونه این دو مورد در نمودارها متفاوت ظاهر می شوند:

حساسیت اندیکاتور ATR به تغییرات

  • استفاده از یک تنظیم ATR کمتر از 14 نشانگر را حساس‌تر می‌کند و یک خط میانگین متحرک پرشکاف و متلاطم ایجاد می‌کند. 

در تصویر بالا، ATR روی 7 تنظیم شده است (گوشه سمت چپ بالای پنجره اندیکاتور)، که دقیقاً نصف تنظیمات استاندارد 14 است. این باعث شده است که خط ATR کاملاً متلاطم به نظر برسد.

حساسیت اندیکاتور به تغییر تنظیمات

  • تنظیم ATR بالاتر از 14 باعث می شود حساسیت کمتری داشته باشد و خط صاف تری ایجاد می کند.

در تصویر بالا، ATR روی 28 تنظیم شده است که در نتیجه یک خط ATR بسیار صاف تر است.

هنگام تغییر تنظیمات ATR، مهم است که بررسی کنید آیا تغییرات شما واقعاً نتایج معاملات شما را بهبود می بخشد یا بدتر می کند.

برای تعیین اینکه کدام تنظیمات برای استراتژی و سبک معاملاتی شخصی شما مناسب تر است، یک سری معاملات را با استفاده از هر یک از تنظیماتی که می خواهید آزمایش کنید، انجام دهید، نتایج را در دفتر یادداشت معاملاتی خود ثبت کنید و سپس آنها را مقایسه کنید تا ببینید کدام تنظیمات برای شما سودآورتر است.

جمع بندی

در این مطلب در مورد اندیکاتور ATR صحبت کردیم. اندیکاتور ATR یا میانگین دامنه واقعی یکی از اندیکاتورهای مورد استفاده تحلیلگران و معامله گران است که نشان می دهد که قیمت یک دارایی در یک دوره زمانی خاص چقدر در نوسان بوده است و به معامله گران کمک می کند تا نوسانات قیمت آتی را پیش بینی کنند. این اندیکاتور شبیه به نشانگر میانگین محدوده روزانه (ADR) است اما می تواند برای هر بازه زمانی اعمال شود.

ATR در نمودارها به عنوان یک خط میانگین متحرک نشان داده شده است و معمولاً برای سفارش‌های مدیریت ریسک استفاده می‌شود (معامله‌گران معمولاً زمانی که ATR قیمت بالا است از حد ضررهای بزرگ‌تر و زمانی که ATR پایین است از حد ضررهای کوچک‌تر استفاده می‌کنند). اما اطلاعاتی در مورد جهت قیمت، نقاط ورود یا اینکه آیا یک قیمت در حال روند است یا معامله یک طرفه، ارائه نمی کند. تغییر تنظیمات اندیکاتور ATR از 14 دوره استاندارد، بر حساسیت اندیکاتور تأثیر می گذارد، به این معنا که استفاده از تنظیمات کمتر از 14 اندیکاتور را حساس‌تر می‌کند و در نتیجه خط ATR پرنوسان تر و متلاطم تر می‌شود و همچنین استفاده از تنظیمات بالاتر از 14 باعث می شود که اندیکاتور حساسیت کمتری داشته باشد و در نتیجه خط ATR صاف تر می شود.



:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 28 تير 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

بازارهای مالی به یکی از مهم ترین بازارهای دنیا برای رسیدن به استقلال مالی و کسب ثروت است، اما برای رسیدن به سود نیاز دارید که چارت و نمودارها را بخوانید، یکی از سبک های تحلیل تکنیکال که در این مسیر به شما کمک شایانی می کند نئوویو است، در این مقاله به بررسی این که اصلا نئوویو چیست و از کجا آمده است و برگرفته از کدام سبک است صحبت خواهیم کرد، لذا می توانید برای اینکه در مسیر معامله گری در بازارهای مالی مختلف از جمله بازار ارزهای دیجیتال (cryptocurrency) به سودهای خوبی برسید تا پایان این مقاله همراه ما باشید.

امواج الیوت

امواج الیوت

نظریه امواج الیوت در سال 1930 توسط رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) با هدف توصیف رفتار بازار، مطرح شد. برخلاف تصور بسیاری از افراد، الیوت متوجه شد که بازارهای مالی از الگوهای تکرارپذیر و قابل تشخیص پیروی می‌ کنند که به پیش‌ بینی نقاط عطف کلیدی و روند بعدی کمک کند. با استفاده از این تئوری، فعالان حوزه ترید ارزهای دیجیتال، می‌ توانند وضعیت یک روند یا تغییر جدید را مشخص کنند. در واقع نظریه Elliott Wave به تعیین اینکه روند جدید بخشی از یک فاز اصلاحی است یا ادامه روند قدیمی، کمک شایانی می‌کند؛ امواج طلایی الیوت، یکی از پرکاربردترین نظریه‌ ها در تحلیل تکنیکال است که تریدرها از آن برای تشخیص الگوهای تکرار شونده بر اساس احساسات بازار، استفاده می‌ کنند. معامله‌ گران از این الگوها، برای تجزیه و تحلیل چرخه‌ های بازار و پیش‌ بینی روندهای آینده استفاده می‌ کنند؛ این سبک ارتباط خوبی با ابزار فیبوناچی نیز دارد.

آشنایی بیشتر با نئوویو

آشنایی بیشتر با نئوویو
نئوویو (NeoWave) مخفف عبارت Neely Method of Elliott Wave Analysis و به معنای الیوت به سبک گلن نیلی است. استاد گلن نیلی با مطرح کردن رویکرد عملی و کاربردی و البته ابتکاری که نتیجه 10 سال تلاش اولیه و هم اکنون نتیجه نزدیک به 40 سال تدریس، معامله و تحقیق فراگیر است، علمی نوین و پیشرو را بنا نهاده است. یکی از مهم ترین ویژگی ها برای دانشجویان نیوویو گام به گام بودن سبک است، همان طور که از مفاهیم خود این سبک می توان حدث زد نئوویو در واقع همان سبک الیوت است که پیشرفته شده است. الیوت نظریه امواج را در نیمه نخست قرن 20 به بازار سرمایه معرفی کرد، او با بررسی قیمت ها در بازار سرمایه متوجه شد نه تنها تغییرات قیمت کاملا منظم است، بلکه از ساختار خاصی که با طبیعت نیز هماهنگی و هارمونی کامل دارد، پیروی می کند؛ الیوت به سبک نئوویو را می توان در تمام بازارهای مالی بورس و رمز ارزها و...در نظر گرفت تا سهام ها و ارزهای دیجیتالی همچون بیت کوین (BTC)، اتریوم (ETH) و... را تحلیل کنید.

ساختار فراکتال در الیوت به سبک نئوویو

ساختار فراکتال در الیوت به سبک نئوویو

فراکتال ها در حقیقت ساختارهای هندسی متشکل از اجزایی می باشند که با بزرگ کردن هر جزء به نسبت معین، همان ساختار اولیه بدست آید، امواج الیوت دارای ساختار فراکتال می باشند، این به معنی آن است که هر موج شتابدار از پنج ریز موج تشکیل می شود و هر موج اصلاحی از سه ریز موج و با ترکیب این دو موج ساختاری تشکیل می شود، به بیان ساده تر تمام ساختار و حرکتی که در تایم بالا دیده می شود، در دل هر موج نیز این اتفاقات نیز تشکیل می شود.

3 نکته مهم که باید از موج های الیوت بدانید
موج 2 و 4 نباید تمام موج 1 و 3 را اصلاح کند.
موج 4 نباید وارد محدوده موج 1 شود.
موج 3 نباید کوتاه ترین موج باشد.

گلن نیلی چگونه این روش را پیدا کرد؟

من در شرکت نفت کار می‌کردم که به بازارهای مالی علاقمند شدم و شروع به خواندن کتابهایی در این زمینه کردم. در این بین به کتابی برخوردم که در آن روشهای مختلفی از تحلیل تکنیکال چارت‌ ها شرح داده شده بود و الیوت نیز یکی از این روشها بود. وقتی شروع به خواندن بخش مربوط به الیوت کردم بلافاصله در ذهن خود گفتم این روش همان کلید بازار است که به دنبال آن بودم زیرا پس از دو سال مطالعه در زمینه بازارهای مالی بالاخره به روشی رسیده بودم که می توانست حرکت امواج قیمت را تشریح کند و به شکلی چند بعدی تمام مفاهیمی که یاد گرفته بودم را در بر می گرفت. از طرفی این روش در ارتباط با روانشناسی انسانها بود و توضیح می‌داد که چرا بازارها در مقیاس‌های بزرگ و کوچک بالا و پایین می روند. می توانستم بگویم این نظریه تصادفی بودن حرکات بازارها را معنا می کند.

بنابراین جرقه اصلی از آنجا زده شد و گلن نیلی هر کتابی را که در زمینه الیوت یافت می شد جمع آوری کرده و مطالعه می کرد. پس از مدتی با مطالعه اکثر منابعی که در این زمینه وجود داشت به مهارت خوبی در الیوت دست یافت اما متوجه شده بود که این تئوری نواقص زیادی هم دارد که هیچ کس به آن نپرداخته است مانند این که تحلیل را باید از کجا شروع کرد؟ روی چه بازارهایی باید کار کرد و...
از طرفی با کسب مهارت در الیوت، رفته رفته درخواست‌ های زیادی برای تدریس این روش به او داده شد و همین موضوع باعث شده بود که سوالات زیادی از وی در مورد برخی موارد مبهم پرسیده شود که در نتیجه نیلی را بر آن داشت تا به دنبال پاسخ مناسبی برای این سوالات باشد. مجبور شدن به تفکر عمیق در خصوص زوایای مبهم و یافتن راه حل هایی که با پشتوانه علمی و منطق بوده و برای مشتریان نیز قابل فهم باشد سبب شد تا نیلی راه کارها و قوانینی را ابداع کند که موجب توسعه منطقی روش تحلیلی الیوت شود و آنچه که امروز به عنوان نئوویو از آن یاد می شود را شکل دهد. نیلی در این زمینه می گوید:

با گذشت زمان و تفکر عمیق برای یافتن راه حل هایی مناسب جهت پاسخ دهی به سوالات مشتریانم، رفته رفته متوجه شدم که کل فرایند تحلیل موجی در ذهن من به یک فرایند متوالی و ساختار یافته تبدیل شده است. پس در طول سالها کم کم ایده‌ هایم را با هم ادغام کردم. من حداقل پنج سال و یا شاید هفت سال صرف مطالعه، تفکر، تدریس و تحلیل و ترید کردم. این فعالیت‌ ها وقتی بسیار مفید بودند که فهمیدم من یک فرایند عینی تجزیه و تحلیل ایجاد کرده ام که قبلاً هرگز ایجاد نشده بود و می توانم کتابی در این زمینه بنویسم که نامش شد استادی در امواج الیوت.

خصوصیات نئوویو

خصوصیات نئوویو

به طور کلی می توان گفت که نئوویو یک فرایند گام به گام و دقیق برای تجزیه و تحلیل امواج قیمت و ارائه پیش بینی بر اساس این تجزیه و تحلیل می باشد. نئوویو کمک می کند تا فرایند موج شماری با ترتیبی خاص انجام شود تا منطقی، عینی و قابل فهم باشد. در نئوویو شاهد تکامل چشمگیری در قوانین موج شماری هستیم و به بسیاری از سوالات مبهم که در روش الیوت به طور فراوان وجود داشت پاسخ کامل داده شده است. توسط روش نئوویو در می‌ یابیم که:

از چه چارتی برای موج شماری استفاده کنیم.
شمارش امواج را از چه نقطه ای آغاز کنیم.
چگونه الگوها را شناسایی و تفکیک کنیم.
چگونه هر الگو را به طور کامل بررسی کنیم تا از صحت آن مطمئن شویم.
چگونه الگوها را تجمیع کرده و به یک دید جامع از چارت دست پیدا کنیم.
چگونه بر اساس تحلیل انجام شده مارکت را پیش بینی کنیم.
پس از موج شماری به دنبال چه شرایطی جهت تایید شمارش باشیم.
چگونه اکتیو تریدینگ کنیم

الگوهای نئویو

قطعا باید موج شماری را در تحلیل تکنیکال به سبک نئویو بلد باشید تا بتوانید حرکت مارکت را متوجه بشوید که در ادامه چندی از این موج ها و الگوها را برای شما توضیح خواهیم داد تا بدانی که هر کدام از آن ها باید چه ویژگی داشته باشند.

صرفا نباید از تحلیل به سبک نئوویو استفاده کنید، می توانید از تحلیل به سبک پرایس اکشن ICT استفاده کرده و ستاپ های ICT را بر روی نمودار پیدا کنید.

الگو شتابدار روند دار ساده (Simple Trending Impulse)

  • این امواج بدون هرگونه ریز موج ظاهر می شوند.
  • قوانین کلی الیوت در مورد آنها صدق می کند.
  • رایج ترین نوع امواج شتابدار و در جهت روند بزرگتر می باشند.

الگو شتابدار روند دار امتداد یافته (Extended Trending)

  • این امواج معمولا و نه لزوما، متشکل از 5 ریز موج ظاهر می شوند.
  • یکی از عناصر حیاتی در تشکیل توالی پنج موجی شتابدار می باشد.
  • امتداد یافتگی در موج 3 رایج ترین نوع کشیدگی است.
  • امواج 1 و 3 و 5 همزمان نمی توانند با هم امتداد یابند.
  • برای تایید امتداد، موج ممتد نسبت به کوتاه ترین موج شتابدار الگو و اغلب نسبت به موج پیشین خود، باید حداقل 161.8 درصد باشد؛ در غیر این صورت به احتمال زیاد با یک الگو اصلاحی مواجه می باشید.
  • موج اصلاحی بعد از آن باید کمتر از 61.8 درصد را اصلاح کند، مگر اینکه موج 5 یا C از الگو یک درجه بالاتر و یا موج شتابدار ترمینال باشد.
  • موج اصلاحی پیش از آن باید کمتر از 61.8 درصد موج شتابدار پیش از خود را اصلاح کند و اغلب پیچیده تر و زمانبر تر خواهد بود.
  • عدم وجود موج امتداد یافته در الگو شتابدار فرضی، به معنای شکل گیری الگو اصلاحی می باشد مگر اینکه:
    موج 1 امتداد یافته باشد که در این صورت ممکن است موج 1 اندکی کوتاه تر از 161.8 درصد موج 3 باشد.

الگوی شتابدار روند دار با موج 1 ممتد

  • الگوی شتابدار روند دار با موج 1 ممتدزمانی که موج 1 امتداد پیدا می کند در این صورت معمولا توالی پنج موجی یک درجه بالاتر در یک قالب موج شکل به پایان می رسد.
  • موج 2 معمولا پیچیده تر از موج 4 می باشد، در این شرایط موج 2 اغلب نباید بیش از 38 درصد موج یک را اصلاح کند.
  • موج 5 الگوی شتابدار روند دار که موج 1 آن ممتد می باشد نمی تواند بیش از 99 درصد موج 3 باشد.
  • در صورتی که موج 2 بلند تر از موج 4 باشد، کانال بندی همگرا خواهد بود.
  • در صورتی که موج 4 بلند تر از موج 2 باشد کانال بندی واگرا خواهد بود.


:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 تير 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

یکی از مهمترین مشکلات فعالان بازارهای مالی، شناسایی نقاط مناسب برای خرید و فروش سهام است و همواره این چالش برای آن ها وجود دارد. در حال حاضر، ابزارهای تجزیه و تحلیل فنی بسیار زیادی وجود دارد که به سرمایه گذاران در انتخاب سهام کمک می کند. از جمله این ابزارها می توان به اندیکاتور RSI اشاره کرد که از آن برای درک بالا و یا پایین بودن قیمت سهام استفاده می شود. بایستی خاطر نشان کرد که با وجود محبوبیت بسیار بالای این اندیکاتور، مخالفان جدی نیز دارد. بنابراین، لازم است که نحوه استفاده از اندیکاتور RSI را به شما معرفی کنیم و نشان دهیم که این اندیکاتور چگونه می تواند در تشخیص نقاط ورود و خروج به شما کمک کند.

اندیکاتور RSI چیست؟

 

سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار سناریو رایج برای کسب سود است. یکی از مهمترین نگرانی های سرمایه گذاران امروزی، انتخاب اوراق بهادار مناسب برای سرمایه گذاری است؛ زیرا انتخاب اوراق بهادار نامناسب ممکن است منجر به ضرر سرمایه گذار شود. به منظور کاهش خطر متحمل شدن ضرر و افزایش بازدهی، ابزارهای زیادی در دسترس هستند که از جمله آن ها می توان به اندیکاتور RSI اشاره کرد.

اندیکاتور RSI ابزار تحلیلی قدرتمند است که به سرمایه گذار در انتخاب ترکیب مناسب اوراق بهادار برای ساخت یک سبد سهام کمک می کند و در صورت استفاده درست از آن، بازدهی را افزایش می دهد. اندیکاتور RSI یک نوسانگر حرکت است که سرعت و تغییر حرکت قیمت را اندازه گیری می کند و یک شاخص حرکت بسیار محبوب می باشد که در سال های گذشته در بین فعالان بازارهای مالی بسیار کاربرد داشته است.

این شاخص بین صفر و 100 نوسان می کند و همچنین به طور سنتی می تواند با جستجوی واگرایی ها، نوسانات خرابی و کراس اوورهای خط میانی تولید شود. RSI همچنین می تواند برای شناسایی روند کلی استفاده شود.

محاسبه این شاخص چگونه صورت می گیرد؟

 

مقدار عددی اندیکاتور RSI به شکل زیر محاسبه می شود:

RSI = 100 - 100 / (1 + RS)

سود متوسط / ضرر متوسط.

میانگین درآمد= مجموع سود طی 14 دوره گذشته / 14

میانگین از دست دادن= مجموع ضررها طی 14 دوره گذشته / 14

در اینجا، اندیکاتور RSI می تواند براساس هر تعداد دوره تعیین شود؛ تعداد پیش فرض دوره های پیشنهادی وایلدر 14 است و برای تجارت کوتاه مدت و میان مدت، تعداد دوره های استفاده شده در مقایسه با معاملات بلندمدت کمتر است. 

به طور کلی از دوره های 9 روزه و 14 روزه RSI برای سرمایه گذاری کوتاه مدت و میان مدت استفاده می شود؛ در حالیکه از دوره های 56، 100 و یا 200 روزه RSI برای سرمایه گذاری بلندمدت استفاده می شود. توجه داشته باشید که به هنگام سرمایه گذاری بلندمدت، دوره مورد نظر نیز طولانی خواهد بود.

به عنوان مثال، دوره 56 روزه RSI یک سهام ممکن است با داده های دو ساله سهام و دوره 200 روزه RSI برای یک سهام با داده های هشت ساله محاسبه شود. در صورت سرمایه گذاری طولانی مدت استفاده از داده های روزانه برای محاسبه RSI ضروری نیست؛ چراکه ممکن است محاسبات زیادی را شامل شود. به جای آن می توان از داده های هفتگی یا ماهانه برای محاسبه RSI در بلندمدت استفاده کرد.

واگرایی

اختلاف بین قیمت و اندیکاتور، واگرایی نامیده می شود. همانطور که توسط وایلدر بیان شد، واگرایی نشان می دهد که روند معکوس بالقوه وجود دارد. واگرایی ممکن است صعودی یا نزولی باشد؛ واگرایی نزولی زمانی اتفاق می افتد که امنیت بالاترین سطح را ثبت کند و اندیکاتور RSI بالاترین سطح را تشکیل دهد.

اندیکاتور RSI، اوج جدید را تأیید نمی کند و این جنبش را تضعیف می کند و در صورت واگرایی نزولی، حرکت به مرور زمان به سمت پایین تغییر می کند. در طرف مقابل، واگرایی صعودی هنگامی رخ می دهد که امنیت پایین ترین سطح را ثبت کند و اندیکاتور RSI پایین ترین سطح را تشکیل دهد. RSI پایین ترین سطح را تأیید نمی کند و این حرکت رو به افزایش است. در صورت واگرایی صعودی، حرکت به مرور زمان به سمت بالا حرکت می کند. قبل از در نظر گرفتن واگرایی به عنوان سیگنال های خرید و فروش، باید بسیار با احتیاط عمل کرد. زیرا باید توجه داشت که واگرایی ها در یک روند قوی گمراه کننده هستند و یک روند صعودی قوی می تواند واگرایی های نزولی بی شماری را قبل از وقوع سقف نشان دهد.

Overbought و Oversold

 

اگر مقدار عددی RSI یک سهام از 70 فراتر رود، این نشان می دهد که سهام بیش از حد خریداری شده است و به زودی قیمت های آن پایین می آید. بنابراین، وقتیکه مقدار عددی RSI یک سهام به 70 نزدیک می شود، بهترین کار فروش آن است. قیمت سهام ممکن است بلافاصله کاهش یابد و یا در یک بازه زمانی این اتفاق بیافتد.

اگر مقدار عددی اندیکاتور RSI یک سهام به زیر 30 برسد، این نشان می دهد که سهام بیش از حد فروخته می شود و به زودی قیمت های آن افزایش می یابد. بنابراین، وقتیکه عدد RSI یک سهام به زیر 30 می رسد، خرید آن مناسب است. قیمت سهام ممکن است بلافاصله افزایش یابد و یا اینکه در یک بازه زمانی این اتفاق بیافتد.

نوسانات شکست

شاخص دیگری که توسط وایلدر پیشنهاد شده، نوسانات خرابی است. نوسانات خرابی یا شکست ممکن است هم صعودی باشد و هم نزولی. نوسانات خرابی فقط بر روی RSI برای سیگنال متمرکز شده و مفهوم واگرایی را نادیده می گیرند. نوسان شکست صعودی زمانی شکل می گیرد که RSI زیر 30 (بیش از حد فروخته شده) حرکت کند، به بالای 30 برسد، عقب بکشد و بالای 30 نگه دارد و سپس بالاترین سطح خود را بشکند. یک نوسان خرابی نزولی هنگامی ایجاد می شود که RSI بالای 70 حرکت کند، عقب بکشد، بازگردد، نتواند از 70 عبور کند و پایین ترین سطح خود را بشکند. 

به غیر از پیشنهادات ارائه شده توسط وایلدر، سایر تحلیلگران فنی نیز پیشنهادهای خاصی را ارائه داده اند تا استفاده از اندیکاتور RSI بهبود یابد.

یکی از پیشنهاداتی که در خصوص اندیکاتور RSI ارائه می شود، بیانگر این نکته است که در یک بازار صعودی، RSI تمایل دارد بین 40 تا 90 نوسان داشته باشد و دامنه 40-50 به عنوان نقطه پشتیبانی عمل کند. دامنه ها ممکن است بسته به پارامترهای RSI، قدرت روند و نوسانات امنیتی زمینه ای متفاوت باشند. در بازار نزولی RSI تمایل دارد بین 10 تا 60 نوسان داشته باشد و منطقه 50-60 به عنوان دامنه مقاومت عمل کند.

استفاده از اندیکاتور RSI

 

 تجزیه و تحلیل فنی با اشاره به جهتی که به احتمال زیاد نتایج مطلوبی را ایجاد می کند و انتظارات سرمایه گذاران را برآورده می کند، به تصمیم گیرنده سرمایه گذاری خدمت می کند. شاخص های فنی قادر به ایفای نقش مفیدی در زمان ورود و خروج به بورس هستند. RSI یکی از بهترین ابزارهای موجود است و هر زمان که قیمت سهام کاهش یابد، مقدار عددی RSI کاهش می یابد که نشان دهنده اشباع فروش است و بیانگر این نکته است که قیمت سهام مذکور، افت زیادی کرده است و برای خرید مناسب می باشد و در نقطه مقابل نیز، اشباع خرید وجود دارد که به سهامداران این نکته را تذکر می دهد که قیمت سهام در ناحیه اشباع خرید قرار دارد و خرید این دارایی می تواند با ریسک همراه شود.

نکته: همانطور که گفته شد، از این اندیکاتور برای شناسایی نقاط اشباع فروش و اشباع خرید استفاده می شود و در بین فعالان بازارهای مالی نیز به عنوان یک ابزار محبوب در تحلیل تکنیکال شناخته می شود. لازم به ذکر است که علاوه بر شناسایی نقاط اشباع خرید و فروش، این اندیکاتور کاربردهای دیگری نیز دارد. به عنوان مثال، از طریق این اندیکاتور می توان خطوط روند را نیز ترسیم کرد و با استفاده از این خطوط نیز اقدام به معامله کرد و نحوه ترسیم خط روند بر روی اندیکاتور RSI دقیقا مانند نمودار اصلی قیمت سهام است و هیچ تفاوتی ندارد.

جمع بندی

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه و بررسی نمودارهای قیمتی بسیار کاربرد دارد و تعداد زیادی از فعالان بازار سرمایه را به عنوان تحلیلگر تکنیکال می شناسند و این افراد به صورت تخصصی در این زمینه فعالیت می کنند. با پیشرفت های انجام شده در بازارهای مالی، تحلیل تکنیکال نیز دچار تغییرات فراوان شده است و در حال حاضر ابزارهای بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد. یکی از این ابزارها، اندیکاتور RSI است که در بین تحلیلگران از محبوبیت بالایی برخوردار است و کاربرد اصلی آن، شناسایی نقاط اشباع خرید و اشباع فروش است و زمانیکه مقدار عددی این اندیکاتور، بالای 70 باشد، اصطلاحا ناحیه مذکور را اشباع خرید می نامند و در طرف مقابل نیز، وقتیکه مقدار عددی اندیکاتور مذکور کمتر از 30 باشد، قیمت سهام در ناحیه اشباع فروش قرار گرفته است.

بنابراین، از این اندیکاتور می توان سیگنال های خرید و فروش دریافت کرد. لازم به ذکر است که کاربرد اندیکاتور مذکور به اینجا خلاصه نمی شود و در ترسیم خطوط روند نیز کاربرد فراوان دارد و ترسیم این خطوط بر روی نوسانگر RSI هیچ تفاوتی با ترسیم خطوط بر روی نمودار اصلی قیمت سهام ندارد و تحلیلگران می توانند از این موضوع نیز برای معاملات خود استفاده کنند.



:: بازدید از این مطلب : 2
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 4 تير 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

معامله گران به دلیل استفاده از شیوه های مختلف مدیریت ریسک، استراتژی های متنوع معاملاتی و همچنین مقادیر مختلف سرمایه موجود برای معاملات، درآمدهای بسیار متفاوتی دارند. همچنین تعداد کمی از معامله گران روزانه درآمدهای خود را بجز خدمات درآمد داخلی (IRS) به دیگران اعلام می کنند، بنابراین نمی توان به جواب قطعی در رابطه با متوسط درآمد روزانه یک معامله گر دست پیدا کرد. در این مقاله قصد داریم علاوه بر بررسی میزان درآمد یک معامله گر، در رابطه با عوامل تاثیرگذار بر میزان درآمد یک معامله گر روزانه (Day Trader)، ریسک های مالی و میزان موفقیت آنها صحبت کنیم.

درآمد یک معامله گر روزانه (Day-Trader)

میزان درآمد یک معامله گر روزانه (Day-Trader)

در معاملات روزانه، از دست دادن پول بسیار آسان می باشد. Brad Barber (براد باربر) و Terrance Odean (ترنس اودین) از محققان دانشگاه کالیفرنیا، یک مقاله تحقیقاتی در این زمینه ارائه دادند که طبق آن نشان داده شد تعداد زیادی از سرمایه گذاران فردی، پرتفوی غیر متنوعی دارند و سوداگرانه و به ضرر خود معامله می کنند. همچنین متحمل هزینه های دلالی بالایی می شوند.

معامله گران روزانه سعی می کنند از حرکت ها و روندهای قیمت در روز سود کسب کنند. البته معاملات روزانه جز فعالیت های پر ریسک است و اکثر معامله گران روزانه پول خود را در این معاملات از دست می دهند، اما برای برخی از معامله گران نیز بسیار سود آور است.

در تعیین سود بالقوه معاملات روزانه، عوامل متعددی نقش دارند که از جمله آنها می توان به میزان سرمایه اولیه معامله گر، استراتژی های مورد استفاده او و همچنین بازارهایی که در آن فعالیت دارد اشاره کرد. معامله گران روزانه با تجربه، سعی دارند فعالیت خود را جدی بگیرند و به استراتژی های خود پایبند باشند.

فعالیت های معامله گران روزانه

معمولا معامله گران روزانه، سهام، معاملات آتی، کالاها، ارزها از جمله رمز ارزها را مورد هدف خود قرار می دهند و پیش از فروش مجدد، برای ساعت ها، دقیقه ها و حتی ثانیه ها، موقعیت هایی را حفظ می کنند. آنها در روز وارد پوزیشن می شوند به همین دلیل به آنها معامله گران روزانه گفته می شود. هدف آنها این است که از حرکات کوتاه مدت قیمت سود ببرند. معامله گران روزانه برای تقویت بازده، از اهرم استفاده می کنند که البته می تواند زیان را نیز تقویت کند.

برای بقای یک معامله گر روزانه، تنظیم دستورات توقف ضرر و امتیازهای سود و عدم ریسک زیاد، امری ضروری می باشد. معامله گران حرفه ای معمولا توصیه می کنند که افراد بیش از ۱ درصد از سبد خود را ریسک نکنند. یعنی در صورتی که ارزش یک سبد 50,000 دلار می باشد، بیشترین ریسک در هر معامله 500 دلار است. کلید مدیریت ریسک این است که افراد نباید اجازه دهند یک یا دو معامله بد آنها را از بین ببرد.

اگر معامله گران پایبند به استراتژی ریسک ۱ درصد باشند و دستورات توقف ضرر و امتیازات سودآوری را تعیین کنند، می توانند سود خود را ۱.۵ درصد در نظر بگیرند در حالی که ضرر آنها به ۱ درصد محدود است. البته این امر مستلزم نظم و انضباط می باشد.

نمونه ای از استراتژی معاملات روزانه در عمل

نمونه ای از استراتژی معاملات روزانه در عمل

برای سهام معاملات روزانه که در آن حداکثر ریسک 0.04 دلار و هدف 0.06 دلار می باشد و همچنین نسبت ریسک/پاداش ۱ به ۱.۵ است، استراتژی را در نظر می گیریم. یک معامله گر با 30,000 دلار که حداکثر ریسک در هر معامله را 300 دلار در نظر می گیرد، 7500 سهم در هر معامله، ریسک را در سقف 300 دلار بدون احتساب کمیسیون، نگه می دارد.

60 معامله سودآور است: 60 × 0.06 دلار × 7500 سهم = 27000 دلار.

45 معامله بازنده هستند: 45 × 0.04 دلار × 7500 سهم = 13500 دلار.

سود ناخالص 27,000 دلار - 13,500 دلار = 13,500 دلار است.

اگر کمیسیون در هر معامله 30 دلار باشد، سود 10,500 دلار یا 13,500 دلار است (30 × 100 معامله).

البته این مثال نظری است و عوامل متعددی می تواند باعث کاهش سود شود. همچنن از نسبت ریسک/پاداش ۱ به ۱.۵ استفاده می شود به این دلیل که یک عدد نسبتا محافظه کارانه می باشد و فرصت هایی را که در تمام روز در بازار سهام رخ می دهد را منعکس می کند.

کسب درآمد بالقوه و طول عمر شغلی در معاملات روزانه

یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر پتانسیل درآمد و طول عمر شغلی این است که آیا معامله گر به صورت مستقل معامله می کند یا برای موسسه ای مانند صندوق تامینی یا بانک.

معامله گرانی که در یک موسسه کار می کنند، سرمایه بیشتری را با توجه به دسترسی به اطلاعات و ابزارهای سودمند دارند و پول خود را به خطر نمی اندازند. اگر چه برخی از شرکت های تجاری مستقل، اجازه استفاده از پلتفرم ها و نرم افزارهای خود را به معامله گران روزانه می دهند اما از آنها می خواهند که سرمایه خود را به خطر بیندازند.

عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که می توانند بر پتانسیل درآمد یک معامله گر روزانه تاثیرگذار باشند. از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

1-بازارهایی که در آن معامله می کنند.

بازارهای مختلف مزایای متنوعی را برای معامله گران به دنبال دارند. سهام عموما سرمایه برترین طبقه دارایی می باشند. افراد می توانند نسبت به سایر طبقات دارایی مانند معاملات فارکس یا آتی، با سرمایه کمتری معاملات خود را شروع کنند.

2- میزان سرمایه

اگر معامله گری با 3000 دلار شروع به معامله گری کند، نسبت به فردی که با 30,000 دلار شروع به معامله کرده، پتانسیل درآمد کمتری دارد.

3- زمان

تعداد کمی از معامله گران روزانه می توانند فورا طی چند روز یا چند هفته به موفقیت دست پیدا کنند. به طور کلی توسعه استراتژی ها، سیستم ها و رویکردهای تجاری سودآور در طول چندین سال تحقق می یابند.

حقوق تریدر روزانه

آشنایی با درآمد یک معامله گر روزانه

معامله گرانی که برای خود و یا یک شرکت تجاری کار می کنند، حقوق و دستمزد معمولی دریافت نمی کنند. بلکه درآمد آنها ناشی از سود خالص آنها می باشد. این سودها شامل باقی مانده کارمزد و کمیسیون معاملات، هزینه نرم افزار معاملاتی یا اتصال به صرافی ها و همچنین هر seat fee پرداخت شده به یک شرکت تجاری می باشد.

معامله گران روزانه معمولا درآمدهای پر نوسانی دارند. به همین دلیل تعداد زیادی از شرکت ها به جای دستمزد، به معامله گران، draw (قرعه کشی) می دهند. در واقع مقدار کمی پول برای رفع نیازهای روزمره معامله گران می باشد که به صورت ماهانه برداشت می شود. درآمدهای اضافی نیز تحت عنوان پاداش به آنها پرداخت می شود. بنابراین در صورتی که معامله گران روزانه، برای پوشش قرعه کشی، سود معاملاتی کافی نداشته باشند، به شرکت بدهکار می شوند.

طبق گزارش Glassdoor، میانگین درآمد معامله گران روزانه حدود 74,000 دلار در سال 2021 بوده است. البته درآمد برخی از معامله گران روزانه 6 رقمی و برخی دیگر حتی منفی می باشد.

نحوه آغاز معاملات روزانه

آغاز معاملات روزانه مشابه تلاش در سرمایه گذاری نمی باشد. هر سرمایه گذار احتمالی می تواند فقط با چند صد دلار ضمن خرید سهام یک شرکت، آن را به مدت چندین ماه و حتی چندین سال حفظ کند. با این حال سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی (FINRA) قوانینی را برای افرادی که معاملات چهار روزه یا بیشتر را در مدت پنج روز کاری در همان حساب انجام می دهد را تعیین می کنند. این قوانین معامله گرانی که مرتبا معامله می کنند را ملزم به نگه داشتن حداقل 25,000 دلار در حساب های خود می کند و در صورتی که موجودی حساب آنها پایین تر از این سطح باشد، نمی توانند معامله کنند. به این ترتیب معامله گران باید علاوه بر 25,000 دلار، سرمایه کافی داشته باشند تا بتوانند به سود برسند. همچنین از آنجایی که ترید روزانه به تمرکز بالایی نیاز دارد، حفظ آن در کنار یک شغل روزانه امری دشوار است.

این قوانین به معامله گران روزانه امکان معامله بیش از 25,000 دلار حاشیه تعمیر و نگهداری را می دهد. اکثر معامله گران روزانه باید آمادگی به خطر افتادن سرمایه خود را داشته باشند. علاوه بر این که معامله گران روزانه به حداقل سرمایه نیاز دارند، به یک پلتفرم معاملاتی یا کارگزار آنلاین و نرم افزار برای ثبت معاملات، ردیابی موقعیت ها وانجام تحقیقات دارند. کمیسیون کارگزاری و مالیات بر سود سرمایه کوتاه مدت نیز می تواند اضافه می شود. 

همچنین معامله گران روزانه باید همه هزینه های فعالیت های تجاری را بررسی کنند تا مشخص شود که آیا امکان سودآوری وجود دارد یا خیر.

یک معامله گر روزانه چند معامله در روز می تواند انجام دهد؟

یک معامله گر روزانه چند معامله در روز می تواند انجام دهد؟

بسیاری از معامله گران روزانه بسته به استراتژی به کار گرفته شده، به طور متوسط در روز ده ها تا صدها معامله انجام می دهند. برخی از معامله گران روز می توانند با سیستم های معاملات الگوریتمی و با فرکانس بالا (HFT)، ده ها هزار معامله فردی را به کمک کامپیوتر در یک روز انجام دهند. برای اینکه معامله گر روزانه کارگزار خود را به عنوان معامله گر الگو انتخاب کنند، تنظیم کننده ها بیان می کنند که فقط باید در طول پنج روز کاری، چهار روز معاملات انجام دهند.

میزان موفقیت معامله گران روزانه

نرخ موفقیت یا همان میزان کسب درآمد از معاملات روزانه بسیار پایین می باشد. با توجه به منبع، فقط حدود 5 الی 25 درصد معامله گران می توانند به صورت مستمر درآمد داشته باشند و این ثابت می کند که حدود 95 درصد از معاملات روزانه منجر به شکست می شوند. 

ریسک های مالی معاملات روزانه

از دست دادن سرمایه، بدیهی ترین خطر در ترید روزانه می باشد و از آن جایی که تعداد کمی از معامله گران روزانه می توانند در طول زمان به سود دست پیدا کنند، بنابراین بهتر است که معامله گران زمان و پول خود را در فعالیت های سازنده تری صرف کنند.

سخن پایانی

افرادی که به دنبال تریدر برای کسب درآمد هستند، باید بدانند که ترید روزانه یک سرگرمی یا فعالیت گاه به گاه نیست و اگر چه برای کسب درآمد از آن و یا پیش بینی متوسط نرخ بازدهی در هر دوره هیچ تضمینی وجود ندارد اما اگر از استراتژی های درستی استفاده کرده باشند می توانند علاوه بر به حداقل رساندن ضرر، میزان سود خود را افزایش دهند. 

نظم، صبر، سرمایه کافی، مدیریت ریسک و آموزش های لازم تمام آن چیزی است که افراد برای تبدیل شدن به یک معامله گر روزانه به آنها نیاز دارند.



:: بازدید از این مطلب : 2
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 4 تير 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

شبکه استارک نت (StarkNet) یک فناوری ZK-Rollup غیرمتمرکز بدون مجوز و ایجاد شده توسط استارک ور (StarkWare) است. این شبکه به عنوان یک شبکه لایه دوم (L2) روی اتریوم عمل می‌کند و به هر dApp امکان می‌دهد تا به مقیاس نامحدودی برای محاسبات خود دست یابد، بدون اینکه قابلیت ترکیب‌بندی و امنیت اتریوم به خطر بیفتد. در این مقاله سعی داریم تا در مورد شبکه استارک نت، خصوصیات این شبکه، تیم توسعه دهنده و نقشه راه آن بپردازیم.

درباره شبکه  استارک نت

درباره شبکه استارک نت

شبکه استارک نت، از نوع فناوری ZK-Rollup لایه 2 غیرمتمرکز، بدون مجوز و مقاوم در برابر سانسور است که توسط StarkWare ایجاد شده و از محاسبات عمومی بر روی اتریوم پشتیبانی می کند. این شبکه بر اساس زبان برنامه نویسی تورینگ Cairo است.  up  علاوه‌ بر افزایش سرعت شبکه، می تواند ازدحام شبکه و هزینه گس اتریوم را کاهش دهد.

توسعه‌دهندگان، کاربران و گره‌ های شبکه استارک نت StarkNet می‌توانند هر کاری را که از یک Rollup لایه 2 بدون مجوز انتظار می‌رود انجام دهند: توسعه‌دهندگان ممکن است برنامه‌هایی را با پیاده‌سازی منطق تجاری خود بسازند و آنها را در StarkNet مستقر کنند یا ممکن است تراکنش هایی را به StarkNet بفرستند تا اجرا شوند، درست مثل امروز که با اتریوم در تعامل هستند. گره‌ ها و شرکت‌کنندگان StarkNet از نظر اقتصادی و رمزنگاری انگیزه خواهند داشت تا اطمینان حاصل شود که شبکه به طور مؤثر و منصفانه عمل می‌کند.

تمام تراکنش‌های شبکه استارک نت به‌ صورت دوره‌ای دسته‌بندی می‌شوند و اعتبار آن‌ها در STARK proof ثابت می‌شود تا در اتریوم تأیید شود. از آنجایی که تلاش محاسباتی مورد نیاز برای تأیید STARK proof در مقایسه با محاسبات ثابت‌ شده به‌طور تصاعدی کوچک است، استارک‌نت اتریوم را بر اساس مرتبه‌های بزرگی مقیاس‌بندی می‌کند. از آنجایی که همه انتقال‌های حالت StarkNet با STARK اثبات می‌شوند، فقط موارد معتبر در اتریوم پذیرفته می‌شوند. تمام داده های مورد نیاز برای بازسازی حالت کامل StarkNet در زنجیره منتشر می شود. هر کسی می‌تواند گره StarkNet خود را اجرا کند. این ویژگی ها استارک نت را مانند اتریوم ایمن و بدون مجوز می کند.

به بیان بسیار ساده استارک نت راهکار شبکه استارک ور در زمینه مقیاس‌پذیری مبتنی بر الگوریتم استارک است که مقیاس پذیری بالاتر، هزینه گس کمتر و امنیت بیشتری را فراهم می کند.  StarkNet برنامه‌ها را قادر می‌سازد بدون به خطر انداختن امنیت، مقیاس‌پذیری داشته باشند، کاربران هزینه‌های تراکنش معقولی را بپردازند و کل اکوسیستم رشد قابل‌توجهی داشته باشد و به وعده خود عمل کند.

تیم توسعه دهنده و سرمایه گذاران شبکه استارک نت

تیم توسعه دهنده استارک نت

الی بن ساسون (Eli Ben-Sasson)، اوری کولودنی (Uri Kolodny)، مایکل ریابزف (Michael Riabzev) و الساندرو کیزا (Alessandro Chiesa) این پروژه را راه اندازی کردند.

شرکت استارک ور که استارک نت را راه اندازی کرده است طی سه دوره (مبلغی در حدود 111 میلیون دلار) از طریق سرمایه گذاران خطرپذیر جذب سرمایه کرده است. این شبکه همچنین توانسته 12 میلیون دلار از شبکه اتریوم به خاطر کمک به مقیاس پذیری این شبکه دریافت کند. از سرمایه گذاران این شبکه نیز می توان به ویتالیک بوترین، Paradigm, Pantera, DCVC, Intel Capital و Polychain اشاره کرد.

کاربران در شبکه استارک نت

استارک ها به عنوان یک سیستم اثبات یا proof هستند که اثبات و تایید محاسبات در شبکه را امکان پذیر می کنند. استارک نت بدون مجوز بوده و یک شبکه لایه دوم مبتنی بر اتریوم است که در آن کاربران قادرند با کمک زبان تورینگ Cairo قراردادهای هوشمند را در بستر آن ایجاد کرده و برخلاف اتریوم، قراردادهای هوشمند ایجاد شده در شبکه استارک نت می توانند با سایر قرادادهای هوشمند شبکه تعامل داشته باشند. حتی این قراردادهای نوشته شده در شبکه استارک نت می توانند با قراردادهای اتریوم (البته نه به صورت همزمان) از طریق ارسال پیام ارتباط داشته باشند.

تراکنش ها در این شبکه دسته بندی شده و برای پردازش و اثبات ارسال می شوند. 

کاربران شبکه استارک نت شامل ترتیب دهندگان، اثبات کنندگان، توسعه دهندگان و کاربران معمولی می شود. ترتیب دهندگان در این شبکه، تراکنش ها را دسته بندی کرده و بلوک جدید را پیشنهاد می دهند. اثبات کنندگان شبکه استارک نت، بلوک های جدید را اثبات و تایید می کنند. توسعه دهندگان، قراردادهای هوشمند خود را در شبکه مستقر می کنند و در نهایت کاربران معمولی که در شبکه تراکنش انجام می دهند. از آنجا که شبکه استارک نت یک شبکه بدون مجوز است هرکسی می تواند یک ترتیب دهنده (Sequencers)، اثبات کننده (Provers)، توسعه دهنده (Developers) یا کاربر معمولی (Users) بوده و در شبکه سهمی داشته باشد.

خصوصیات شبکه استارک نت

مقیاس پذیری و یکپارچگی

StarkNet از مقیاس پشتیبانی می کند، در حالی که امنیت لایه 1 اتریوم (L1 Ethereum) را با تولید اثبات های STARK خارج از زنجیره و سپس تأیید آن اثبات ها در زنجیره، حفظ می کند.

همه منظوره

در StarkNet، توسعه دهندگان به راحتی می توانند هر منطق تجاری را با استفاده از قراردادهای StarkNet  مستقر کنند.

ترکیب پذیری

StarkNet ترکیب پذیری در سطح اتریوم را فراهم می کند، توسعه و نوآوری را تسهیل می کند.

نقشه راه استارک نت

نقشه راه starknet

مرحله اول: مجموعه‌های تک برنامه‌ای (Planets)

این مرحله توسعه دهندگان را قادر می سازد تا برنامه های مقیاس پذیر خود را در StarkNet بسازند و مستقر کنند. در این مرحله، هر نمونه StarkNet قادر به اجرای یک برنامه واحد خواهد بود. نمونه های مختلف ممکن است برنامه های متفاوتی را اجرا کنند. چارچوب StarkNet شامل موارد زیر است:

  • مکانیسم های مورد نیاز برای ایجاد شواهد STARK برای منطق دلخواه Cairo و سپس ارسال و تأیید آنها در اتریوم.
  • تعامل با L1 Ethereum: واریز و برداشت توکن های L1، انتشار داده های زنجیره ای، مکانیسم های فرار از کاربران StarkNet در برابر اپراتورهای مخرب StarkNet و غیره.
  • مدیریت موجودی کاربر L2 و ذخیره سازی و حافظه برنامه.

توسعه‌دهندگان می‌توانند صرفاً بر روی ایجاد منطق تجاری برنامه‌های کاربردی خود تمرکز کنند و سپس به سمت تولید حرکت کرده و آن را در استارک‌نت در مقیاس اجرا کنند.

آنچه استارک ور را قادر می سازد یک ZK-Rollup مقیاس پذیر محاسباتی عمومی بسازد، ترکیبی از موارد زیر است:

  • Cairo که یک زبان برنامه نویسی همه منظوره کامل تورینگ است.
  • انباشت قوی STARK (اثبات کننده و تأیید کننده) که محاسبات عظیم را در یک اثبات واحد جمع می کند.

مرحله دوم: مجموعه چند برنامه (Constellations)

مرحله بعدی از چندین برنامه در حال اجرا در یک نمونه StarkNet و دسترسی به یک وضعیت L2 جهانی پشتیبانی می کند. این کار قابلیت همکاری بین برنامه های مختلف و همچنین کاهش هزینه گس را به دلیل صرفه جویی در مقیاس بهبود می بخشد. Cairo، انباشت قدرتمند STARK و GPS، مزیت رقابتی StarkNet را در پشتیبانی از یک جمع‌بندی چند برنامه تقویت می‌کنند.

در این مرحله، StarkNet یک چارچوب کاملاً کاربردی برای اجرای چندین برنامه با هر منطق تجاری دلخواه روی اتریوم خواهد بود که هر نمونه توسط یک اپراتور واحد اجرا می‌شود.

اکنون ممکن است یک اپراتور یک گره StarkNet را بچرخاند و توسعه دهندگان برنامه ممکن است قراردادهای خود را بر روی آن مستقر کنند. از دیدگاه کاربران، StarkNet اکنون شبیه اتریوم است، با مقیاس بالاتر.

مرحله سوم: جمع آوری غیرمتمرکز (Universe)

آخرین مرحله در تکامل StarkNet تمرکززدایی از عملکرد آن است. تمرکززدایی در StarkNet چگونه خواهد بود؟

عدم تمرکز شبکه دو جنبه دارد:

  1. لایه بدون مجوز Sequencers و Provers تضمین می کند که شبکه در برابر سانسور مقاوم خواهد بود.
  2. استفاده از STARK-proofs تضمین می‌کند که همه می‌توانند زنجیره کامل StarkNet را با نیازهای سخت‌افزاری کم، بدون توجه به توان عملیاتی شبکه و بدون اعتماد به هیچ نهاد خارجی تأیید کنند.

سرویس های شبکه استارک نت

سرویس های شبکه استارک نت

  • Cairo: زبان برنامه نویسی شبکه استارک نت و پلتفرم این شبکه است که به منظورتولید اثبات STARK  برای محاسبات عمومی در اتریوم به کار گرفته می شود و تمامی پروتکل‌ها و همچنین اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز در شبکه استارک نت از کایرو استفاده می‌کنند.
  • SHARP: سرویس بعدی شبکه استارک نت شارپ است. شارپ امکان تجمیع همه برنامه های مبتنی بر زبان کایرو را فراهم کرده  تا فرایند اثبات انجام شود. سپس این این اثبات روی شبکه اتریوم قرار می گیرد تا توسط یک تاییدکننده تایید شود و هزینه‌های گس تراکنش را کاهش دهد.
  • VeeDo: ویدو درواقع سرویس VDF یا تابع تاخیر قابل تایید مبتنی بر STARK است. اولین برنامه ای که در ویدو اجرا شد اثبات یک مفهوم برای یک زنجیره بیکن تصادفی بود.


:: بازدید از این مطلب : 2
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 4 تير 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

اندیکاتور VWAP معیاری است که معمولاً در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرد. این معیار (قیمت میانگین وزنی حجمی،VWAP) نسبتی است از قیمت تجمعی سهام به حجم تجمعی معامله شده در یک دوره زمانی معین. به عبارت دیگر این معیار از نسبت میانگین قیمت سهم برای یک سهم در مقایسه با حجم کل سهام معامله شده در یک بازه زمانی خاص به دست می آید. این معیار به سرمایه گذاران و تحلیلگران کمک می کند تا قیمت فعلی یک سهام را ارزیابی کنند و تعیین کنند که آیا قیمت بیش از حد یا کمتر از میانگین قیمت معاملات در روز است. اغلب این اطلاعات برای تسهیل ورود یا خروج از یک موقعیت استفاده می شود.

اندیکاتور VWAP به عنوان یک معیار برای تعیین کیفیت اجراها در سفارشات بزرگ استفاده می شود. به عنوان مثال، اگر یک مدیر پورتفولیو بخواهد هزاران سهم را خریداری کند اما همچنین بخواهد موقعیتی را کمتر از میانگین قیمت روز خریداری کند، VWAP معمولاً قیمتی است که باید شکست بخورد.

درک اندیکاتور VWAP

آشنایی با اندیکاتور VWAP

اندیکاتور VWAP یک معیار قیمت روزانه است که می تواند برای کمک به سرمایه گذاران در تصمیم گیری در مورد اتخاذ رویکرد فعال یا غیرفعال برای ورودی به یک پوزیشن استفاده شود. همچنین می تواند برای تصمیم گیری در مورد ورود یا خروج از یک امنیت خاص مفید باشد. بسیاری از معامله گران از VWAP برای کمک به خرید با قیمت های نسبتا ارزان و یا فروش با قیمت های نسبتاً بالاتر استفاده می کنند.

اندیکاتور VWAP به عنوان یک خط میانگین متحرک در نمودار نمایش داده می شود. خط یک میانگین متحرک است که ارزش قیمت معامله شده بر کل حجم را معمولاً در نمودار روزانه دنبال می کند.

به بیان خیلی ساده اندیکاتور با استفاده از ترکیب تاثیرگذاری حجم معاملات با قیمت، ابزاری کاربردی را در اختیار تحلیلگران فنی یا تکنیکال قرار می ‌دهد. با استفاده از این اندیکاتور میانگین موزون حجمی قیمت یک نماد برای یک بازه زمانی مشخص می شود.

از آنجا که VWAP میانگین واقعی قیمت سهام را با فاکتورگیری حجم معاملات در یک نقطه قیمتی خاص و نه بر اساس قیمت پایانی مشخص می‌کند، به همین دلیل ابزاری عالی برای درک روند فعلی و آینده یک اوراق بهادار و وزنی است که اکثر معامله گران در آن قیمت گذاری می شوند.

یافتن میانگین قیمت اوراق بهادار صرفاً بر اساس ارزش پایانی، اغلب تصویری نادرست از سلامت سهام ارائه می دهد. این مورد چارچوب‌های زمانی و نوسانات قیمت و حجم را در نظر نمی‌گیرد.

محاسبه اندیکاتور VWAP

محاسبه اندیکاتور VWAP

VWAP با استفاده از قیمت افتتاحیه برای هر روز و تنظیم در زمان واقعی تا پایان جلسه محاسبه می شود. بنابراین، محاسبه فقط از داده های روزانه استفاده می کند. فرمول محاسبه VWAP به شرح زیر است:

VWAP = (قیمت معمولی تجمعی x حجم) / حجم تجمعی

VWAP = (Cumulative typical price x volume)/cumulative volume

یا:

محاسبه اندیکاتور VWAP

محاسبه با قیمت معمولی (TP)، قیمت اولین خط یا کندل تکمیل شده در نمودار شروع می شود و به این معنی است که بستگی به بازه زمانی نمودار مشاهده شده دارد. به عنوان مثال، در نمودار پنج دقیقه ای، این قیمت معمولی اولین میله یا کندل (شمع) پنج دقیقه ای است. این سطح قیمت، میانگین قیمت بالا، قیمت پایین و قیمت بسته شدن کندل است. مثال زیر را با استفاده از این ورودی های از پیش انتخاب شده در نظر بگیرید: 

[(H+L+C)/3]، اگر H = 44.54، L = 43.96 و C = 44.28

TP = (44.54+43.96+44.28) / 3 = 44.26

مرحله بعدی در محاسبه VWAP، ضرب TP در حجم (V) در دوره اندازه گیری برای یافتن حجم کل قیمت (TPV) است. اگر V = 35000 باشد، TPV به صورت زیر محاسبه می شود:

TPV = 44.26 * 35000 = 1549000

VWAP برای اولین کندل به قیمت معمولی تبدیل می شود. زیرا مولفه حجم در اولین تکرار محاسبه لغو می شود. با این حال، همه چیز برای کندل بعدی تغییر می کند. سپس فرمول قیمت و حجم تجمعی را در روش زیر برای کندل دوم و به طور مشابه برای هر کندل بعدی پس از آن محاسبه می کند:

[TPV(شمع 1) + TPV (شمع 2]) / [V (شمع 1) + V (شمع 2)]

اگر فرض کنیم کندل دوم با قیمت معمولی 43.96 و حجم 32000 بسته شود، قیمت و محصول حجمی کندل دوم 1406720 خواهد بود. این مقدار برای کندل اول به TPV اضافه می شود. VWAP کل در حال اجرا، حجم و اطلاعات قیمت را در طول روز نگه می دارد تا VWAP فعلی را در زمان واقعی ارائه دهد.

بنابراین، برای ادامه مثال، VWAP را می توان با تقسیم مجموع TPV بر مقدار حجم تجمعی 67000 (35000 از کندل 1 و 32000 از کندل 2) محاسبه کرد. بنابراین، VWAP بعد از کندل دوم به صورت زیر بدست می آید:

VWAP = 1549000 + 1406720 / 67000 = 44.11

این شاخص برای هر دوره زمانی محاسبه می شود تا VWAP را برای هر نقطه داده در نمودار سهام روزانه نشان دهد. این کار به طور خودکار توسط الگوریتم های پلتفرم نمودار انجام می شود. بنابراین، معامله گر فقط باید یک بازه زمانی درون روز را مشخص کند تا نتایج محاسبه VWAP را ببیند.

اندیکاتور VWAP به شما چه می گوید؟

کاربرد اندیکاتور VWAP

خریداران نهادی و سازمانی بزرگ و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک از نسبت VWAP برای کمک به ورود یا خروج از سهام با کمترین تأثیر ممکن در بازار استفاده می‌کنند. بنابراین، در صورت امکان، موسسات سعی می کنند زیر VWAP خرید کنند یا بالاتر از آن بفروشند. به این ترتیب اقدامات آنها به جای دور کردن قیمت، قیمت را به سمت میانگین می برد.

معامله گران ممکن است از VWAP به عنوان یک ابزار تأیید روند استفاده کنند و قوانین معاملاتی را پیرامون آن ایجاد کنند. به عنوان مثال، زمانی که قیمت بالاتر از VWAP است، ممکن است ترجیح دهند موقعیت های خرید (لانگ) را شروع کنند. هنگامی که قیمت کمتر از VWAP است، ممکن است ترجیح دهند که پوزیشن های شورت (فروش) را شروع کنند.

استفاده از اندیکاتور VWAP

به دلایلی که قبلا ذکر شد، اکثر معامله‌گران حرفه‌ای موافق هستند که VWAP هنگام معامله در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت تأثیرگذار و مفید است. استراتژی‌های معاملات روزانه با استفاده از VWAP ممکن است به سادگیِ خرید اولین قیمت پایانی بالاتر از VWAP به عنوان ورودی و فروش در یک نقطه از پیش تعیین شده بالاتر از آن باشد. اما اغلب، استراتژی‌ های معاملاتی کمی پیچیده‌تر از آن هستند. دلیل این امر این باور رایج در میان معامله‌گران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای است که تاجران سازمانی از VWAP به عنوان یک معیار استفاده می‌کنند. معامله گران اغلب معتقدند که شناخت این پویایی باید در استراتژی معاملاتی لحاظ شود.

در نتیجه، یک معامله گر ممکن است از اندیکاتور VWAP به عنوان فیلتری برای فعالیت خود استفاده کند که ممکن است تنها زمانی که قیمت کمتر از VWAP باشد و یا زمانی که قیمت بالاتر از VWAP باشد درگیر آن باشند. این فیلتر مبتنی بر این دیدگاه است که خریدارانی که معیار را شکست می‌دهند، بیشتر از زمانی که قیمت بالاتر از VWAP است، پشتیبانی ایجاد می‌کنند. این فیلتر برای روزهایی است که قیمت به صورت نسبتاً جانبی به خوبی کار می کند.

استفاده از اندیکاتور vwap

در مقابل، سایر معاملات ممکن است تاکتیک مخالف را ترجیح دهند. بنابراین، آنها فرض می‌کنند که ورود برای خرید یک سهام فقط زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت بالاتر از VWAP باشد و ورودی‌های کوتاه‌ فروش فقط زمانی باید انجام شوند که قیمت کمتر از آن باشد. این فیلتر مبتنی بر این دیدگاه است که ناظران معیار نمی توانند قیمت مورد نظر خود را به دست آورند و مجبور خواهند شد سهام را بیشتر به سمت روند آن روز پیش ببرند. این فیلتر برای روزهایی که روند مشخصی برای آن روز داشتند، چه صعودی یا نزولی، به خوبی کار می کند.

به نظر نمی‌رسد که هیچ یک از تاکتیک‌هایی که در تعداد زیادی از معاملات اجرا می‌شوند، مزیت آماری را حفظ کنند. بنابراین معامله گران اغلب رویکردهای VWAP خود را با نشانه ها و تاکتیک های دیگر ترکیب می کنند. این کار به آنها کمک می کند تا بسته به اینکه چگونه عملکرد قیمت روز را درک می کنند، با فیلتر سودآورتری کار کنند.

به عنوان مثال، یک معامله گر همچنین می تواند از VWAP در ارتباط با باندهای بولینگر (ابزاری در تحلیل تکنیکال) استفاده کند. اینها مجموعه‌ای از خطوط روند هستند که به وسیله دو انحراف استاندارد (مثبت و منفی)، به دور از میانگین متحرک ساده (SMA) قیمت یک اوراق بهادار که می‌تواند بر اساس ترجیحات کاربر تنظیم شود، ترسیم شده است. (معامله بر اساس سیگنال باند بولینگر یا بالعکس).

شاید جالب ترین استفاده از تجارت VWAP مربوط به برنامه نویسانی باشد که انحراف استاندارد محدوده قیمت را به VWAP ایجاد کرده اند. این کار باعث ایجاد مناطق قیمت در بالا و پایین VWAP می شود که به طور شگفت انگیزی اقدامات پشتیبانی و مقاومت در زمان واقعی را قوی می کند.

نمودار و مثالی از اندیکاتور VWAP

(نمونه زیر را ببینید).

محاسبه و مثالی از اندیکاتور VWAP

مثال فرضی زیر را از یک نسخه کمی پیچیده تر از VWAP در نظر بگیرید. این نمودار یک بازه زمانی 5 دقیقه‌ای را در مدت زمان کمی بیش از دو روز نشان می‌دهد. خط VWAP نشان داده شده در اینجا (خط آبی) یک فیلتر استراتژی عالی در روز را ایجاد می کند. همه روزها به این شکل معامله نمی شوند، اما این دو روز نشان دهنده یک عمل قیمت نسبتاً جانبی بود و در چنین شرایطی، معامله گران روزانه دوست دارند یک برنامه برای بازی داشته باشند. یک استراتژی برای انجام معاملات بر اساس بازگشت به میانگین قیمت در روز در اینجا به خوبی کار خواهد کرد. در این میان، نشانگر VWAP بسیار مفید می شود.

هنگامی که مناطق اضافی به نمودار اضافه می شود که نشان دهنده فاصله های آماری قابل توجهی از خط VWAP است، آنها می توانند دستورالعمل های عالی برای شروع موقعیت های خرید (در مناطق پشتیبانی) یا موقعیت های فروش اولیه (در مناطق مقاومت) ارائه دهند. یک رویکرد برای معامله ممکن است شروع یک ورود طولانی مدتی باشد که قیمت در یک منطقه پشتیبانی بسته می‌شود، (با دستور توقف ضرر، stop loss، در خارج از دورترین خط منطقه و هدف سود در خط VWAP.) شروع مشابه برای فروش کوتاه در مقاومت نیز می تواند به کار گرفته شود.

توجه داشته باشید که مناطق حمایت و مقاومت روزهای گذشته نیز می توانند بازارهای قابل توجهی برای روزهای آینده که قیمت در حال حرکت است، باشد.

چرا قیمت میانگین وزنی حجمی (VWAP) مهم است؟

چرا قیمت میانگین وزنی حجمی (VWAP) مهم است؟

VWAP توسط معامله‌گرانی استفاده می‌شود که می‌خواهند نشانه‌ای از قیمت اوراق بهادار را در طول زمان مشاهده کنند. همچنین توسط معامله گران بزرگتر که باید اطمینان حاصل کنند که معاملات آنها قیمت اوراق بهاداری را که می خواهند بخرند یا بفروشند تغییر نمی دهد، استفاده می شود.

برای مثال، یک صندوق تامین سرمایه ممکن است از ارسال سفارش خرید برای قیمتی بالاتر از VWAP اوراق بهادار خودداری کند تا از افزایش مصنوعی قیمت آن اوراق جلوگیری کند. به همین ترتیب، ممکن است از ارسال سفارشات بسیار پایین تر از VWAP خودداری کند، به طوری که قیمت با فروش آن پایین نیاید.

از آنجایی که این اندیکاتور قیمت و حجم را در ارزش خود ترکیب می کند، اکثر تحلیلگران، اندیکاتور VWAP را نمایانگر چیزی بیشتر از میانگین قیمت واقعی سهام می دانند. محاسبه VWAP مستقل از قیمت بسته شدن سهام است و مستقیماً بر قیمت بسته شدن سهام تأثیر نمی گذارد.

از آنجایی که محاسبه VWAP بر اساس داده‌های تاریخی است، همچنان به عنوان یک شاخص عقب مانده در نظر گرفته می‌شود، اما این امر معامله‌گران را از استفاده از این معیار برای ایجاد سطوح حمایت و مقاومت مناسب برای معاملات روزانه باز نمی‌دارد. علاوه بر این، از آنجایی که معامله‌گران نهادی و سازمانی از VWAP به عنوان معیاری برای فعالیت‌های اجرایی استفاده می‌کنند، سطح قیمت VWAP بسیار تأثیرگذار در اقدام قیمت روزانه در نظر گرفته می‌شود.

تفاوت بین قیمت میانگین وزنی حجمی (VWAP) و میانگین متحرک ساده

مانند VWAP، میانگین متحرک ساده به معامله گران دیدگاه کمتری نسبت به روند اخیر قیمت اوراق بهادار می دهد. با این حال، برخلاف VWAP، میانگین متحرک ساده، سطح حجم معاملات آن امنیت را در نظر نمی گیرد. این به این دلیل است که VWAP تغییر قیمت هر روز را با مقدار حجمی که در آن روز اتفاق می‌افتد وزن می‌کند، در حالی که میانگین متحرک ساده به طور ضمنی فرض می‌کند که تمام روزهای معاملاتی دارای سطح یکسانی از حجم هستند.



:: بازدید از این مطلب : 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 8 خرداد 1401 | نظرات ()
نوشته شده توسط : علی محمدی پور

بازارهای مالی در دنیا طرفداران زیادی دارد اما نکته حائز اهمیت این است که در صورتی که شما بدون داشتن هیچ گونه آموزشی وارد این دنیا از بازارهای سرمایه شوید، قابلیت این را خواهید داشت که تمامی سرمایه خود را از دست بدهید، یکی از مهم ترین الگوها در شناخت روند بازار و پیش بینی قیمت برای آینده الگوی دوقله سقف و کف است. در تحلیل تکنیکال، حمایت ها و مقاومت ها از اهمیت بالایی برخوردارند؛ اما الگوهایی وجود دارند که تغییر در روند کنونی را نشان می‌ دهند و با نام الگوی بازگشتی (Reversal Pattern) شناخته می‌ شوند. این الگوها از جمله ابزارهای کارآمد در تحلیل تکنیکال می‌ باشند که بسیار حائز اهمیت هستند. زمانی‌ که یک الگوی بازگشتی تشکیل می‌شود، روند قبلی متوقف شده و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف قدرت گرفته وارد می‌شود. در واقع، شکل‌گیری یک الگوی بازگشتی حاکی از آن است که از قدرت خریداران یا فروشندگان در بازار کاسته شده است.

الگو دو قله

الگو دو قلهاین الگو زمانی تشکیل می شود که قیمت روندی صعودی را در پیش گرفته باشد، فلسفه الگوی دو قله به این معناست که خریداران یک بار قیمت را بالا برده اند اما فروشندگان با حجم بسیار بالایی قیمت را به پایین کشاندند، قیمت از یک محدوده مجدد به همان محدوده قبلی حمله می کند اما این بار هم فروشندگان در همان محدوده قیمت را ریجکت می کنند و قیمت از آن جا به همان محدوده بازگشت اولیه می رسد، در چنین شرایطی شکل تشکیل شده قیمت شباهت زیادی به دو قله می شود، با توجه به اینکه معامله گران بازارهای مالی این الگو را به خوبی می شناسند در برگشت دوم به ناحیه قله، سیو سود می کنند و یا معاملات خود را می فروشند، چرا که این الگو نشان از ناتوانی خریداران برای بالا بردن قیمت است.

اعتبار الگو دو قله

اعتبار الگو دو قله

  • ارتفاع عمودی قله‌ ها تفاوتی ندارد و یا بسیار ناچیز است.
  • معمولا در اولین قله (ناحیه A) حجم معاملات زیاد است؛ زیرا اکثر بازیگران (در یک بازار دوطرفه) در این ناحیه موقعیت فروش را برای خود انتخاب می‌ کنند. 
  • اگر قیمت در زیر خط گردن (خطی که به موازات ناحیه B کشیده شده) با حجم معاملات سنگینی تثبیت شود و یا به عبارت دیگر، خط گردن شکسته شود، نشان‌ دهنده کامل شدن الگوی سقف دوقلو است، در غیر این‌ صورت نمی‌ توان درباره کامل شدن این الگو اظهار نظر کرد.

هدف قیمتی الگوی دو قله به اندازه ارتفاع کف قله تا نوک قله است، در صورتی که قیمت حمایت کف را بشکند می توان روی پولبک آن اطمینان بیشتری داشت که این دو قله باعث ریزش خواهد شد، در صورتی که به پایین آن حمایت نیامد نباید برای فروش اقدامی کنید چرا که می تواند قیمت تا محدوده نوک قله بالا برود؛ زمانی تحلیل شما اشتباه است که قیمت از نوک قله بالا برود، چرا که قیمت می تواند تا 3 بار این حرکت را انجام دهد و به اصطلاح 3 قله بزند.

نکات مهم در مورد دو قله

  1. دقت داشته باشید این الگو، یک الگو بازگشتی بوده و باید در یک روند صعودی تشکیل شود چرا که ناتوانی خریداران در بالا بردن قیمت را دارد، لذا در صورتی که در یک روند نزولی دو قله مشاهده کردید، اشتباه تشخیص داده اید، چرا که خاصیت الگو سقف دو قلو یا 2 قله این است که روند صعودی را برگرداند و به روند نزولی تبدیل کند.
  2. ارتفاع دو قله نباید زیاد باشد طوری که بتوان تشخیص داد که این قله ها در مجاورت هم هستند.
  3. تا شکست ناحیه حمایتی به بازار برای فروش اقدام نکنید.

الگو کف دو قلو

الگو کف دو قلوالگوی دو کف دقیقا مشابه الگوی دو قله است اما با این تفاوت که به جای اوج قیمت، کف قیمتی وجود دارد. هنگامی‌ که قیمت به کم‌ ترین مقدار خود برسد و سپس حمایت شود و به یک نقطه بالاتر برسد، آماده است تا دوباره کاهش یابد و به کف برسد. بعد از ریزش به کف، قیمت حمایت می‌ شود و به نقطه بالای قبلی می‌ رسد و به این نحو یک الگوی دو دره تشکیل می‌ شود. الگوی دو دره با نام دیگری هم شناخته می‌ شود که بهتر است آن را بدانید؛ الگوی کف دو قلو نام دیگر الگوی دو دره است. در تصویر بالا نمونه‌ ای از الگوی کف دوقلو را مشاهده می‌ کنید.

اعتبار الگو کف 2 قلو

ارتفاع عمودی قله‌ ها تفاوتی ندارد و یا بسیار ناچیز است.

حجم فروش در دره اول زیاد بوده و و در دره دوم کم می شود، کم بودن فشار فروش می تواند آلارمی برای بالا رفتن قیمت باشد، ترکیب الگوهای قیمتی با اندیکاتورها می توان به شما اطمینان بیشتری نسبت به تحلیل های شما بدهد لذا می توانید برای تائیدیه بیشتر و کم کردن ریسک معاملاتی خود از اندیکاتورها نیز استفاده کنید، لازم به ذکر است که حتما مدیریت سرمایه را در معاملات خود رعایت کنید و به درک درستی از روانشناسی بازار رسیده باشید.

اگر قیمت بالای خط مقاومتی که قیمت در آنجا بوده است تثبیت بدهد به اعتبار این الگو می افزاید و می تواند با توجه به هدف قیمتی الگو قیمت را به بالا پرتاب کند.

نکات مهم در مورد کف دو قلو

  1. دقت داشته باشید این الگو، یک الگو بازگشتی بوده و باید در یک روند نزولی تشکیل شود چرا که ناتوانی فروشندگان در پایین بردن قیمت را دارد، لذا در صورتی که در یک روند صعودی کف دو قلو مشاهده کردید، اشتباه تشخیص داده اید، چرا که خاصیت الگو کف دو قلو این است که روند نزولی را برگرداند و به روند صعودی تبدیل کند.
  2. ارتفاع کف دو قلو نباید زیاد باشد طوری که بتوان تشخیص داد که این دره ها در مجاورت هم هستند.
  3. تا شکست ناحیه مقاومتی به بازار برای خرید اقدام نکنید.

لازم به ذکر است که همان طور که در مورد سقف دو قلو امکان ایجاد سه قله نیز وجود دارد این مورد نیز در کف 3 قلو صدق می کند، لذا قیمت می تواند سه بار برخورد کند به کف و سپس بالا برود، دقت کنید که 3 قله یا 3 دره اعتبار بیشتری نسبت به 2 قله یا 2 دره دارد، اما الگویی به اسم 4 قله یا 4 دره نداریم و زمانی که چنین حالتی را دیدید، باید این آلارم برای شما فعال شود که هم اکنون در فاز تریدینگ رنج هستید.

زمانی این الگو شکست می خورد که قیمت کف دو دره را بشکند و باز هم به پایین بیاید.

تشخیص راحت الگوها با نمودارهای قیمتی

تشخیص راحت الگو ها با نمودارهای قیمتی

همان طور که می دانید در بازارهای مالی قیمت را می توانید در انواع نمودارهای قیمتی ببینید، راحت ترین نوع تشخیص 2 قله استفاده از نمودارهای خطی است، چرا که این نمودار با حذف نویزهای معاملات تریدرهای خطوطی یکدست و کلی را به شما نشان خواهد داد و می توانید با استفاده از این نمودار 2 قله بودن سقف یا کف را تشخیص دهید، می توانید علاوه بر استفاده از هدف قیمتی الگو، استفاده از ابزارهای تحلیلی همچون فیبوناچی نیز بسیار مناسب است، استفاده از این ابزار برای پیدا کردن اهداف آینده قیمتی را می توانید در تصویر زیر مشاهده کنید!


فیبوناچی در دو قله

نتیجه گیری:
الگوهای بازگشتی برای معامله گران بسیار حائز اهمیت بوده چرا که تفکرات بیشتر معامله گران بر این است اگر الگو بازگشتی در یک روند صعودی یا نزولی دیده شود احتمال برگشت قیمت بسیار بالاست، لذا بیشتر تریدرها با دیدن الگو سقف 2 قلو یا 3 قلو (دو قله و سه قله) در یک روند صعودی، به فکر سیو سود یا فروش دارایی های خود می افتند و برعکس در صورتی که قیمت در یک روند نزولی الگوی بازگشتی کف دو قلو و 3 قلو (2 دره یا 3 دره) اتفاق بیوفتد خریداران بازار سهام و یا ارزهای دیجیتال (کریپتوکارنسی - cryptocurrency) در آن محدوده خریدار هستند.



:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 8 خرداد 1401 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد